بلى ، براى آنچه كه خدا مىخواهد و مىكند هيچ مانعى وجود ندارد . چرا كه عيسى را در همان نوزادى به پيامبرى برانگيخت و امام جواد را نيز در همان طفوليّت به امامت منصوب كرد .
امام صادق عليه السلام فرزندى به نام على داشت كه در نزد شيعيان اماميّه بسيار شخص بزرگوار و محترمى محسوب مىشد . مردم نزد او مىآمدند و از علومى كه وى مستقيماً از پدر و برادرش موسى بن جعفر عليه السلام فرا گرفته بود ، بهرهمند مىشدند . يكى از محدثان روايت مىكند :
دو سال بود كه در نزد على بن جعفر اقامت كرده بودم و آنچه را كه وى از برادرش يعنى موسى بن جعفر شنيده بود ، مىنوشتم . روزى در مدينه نزد وى نشسته بودم كه امام جواد وارد مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله شد .
با ورود او ناگهان على بن جعفر بدون ردا و بدون كفش از جاى برخاست .
دست ابو جعفر را بوسيد و او را احترام كرد . ابو جعفر به او فرمود : اى عمو بنشين خدايت رحمتت كند !
على بن جعفر گفت : سرورم چگونه بنشينم در حالى كه شما ايستادهايد .
چون على بن جعفر به جايگاه خويش بازگشت ، اصحابش به نكوهش او زبان گشوده و به وى گفتند : تو عموى پدر ابو جعفر هستى ! اين چه كارى بود كه كردى ؟ !
على بن جعفر گفت : خاموش باشيد ! - آنگاه محاسنش را در دست گرفت و ادامه داد : چنانچه خداوند عزّ و جل بخواهد اين پير را صلاحيّت نمىدهد و آن جوان را شايستگى مىبخشد و او را در مقامى كه اكنون منصوب داشته ، قرار مىدهد . حال آيا من فضل و برترى او را منكر شوم ؟ ! به خدا پناه مىبريم از آنچه كه شما مىگوييد . بلكه من غلام اويم . « 1 »
هامش
( 1 ) - كافى ، ج 1 ، ص 322 .