امّا پيامبرانى كه به سوى ايشان مبعوث شدند ، اين نكته را به آنها تفهيم كردند كه اگر خداوند بخواهد رحمتش را بر كسى فرود آورد و او را به پيامبرى مبعوث كند ، وجود چنين شرايطى در او لازم نيست . آيا در اين باره اشكال و ايرادى است ؟ خداوند تعالى در قرآن كريم مىفرمايد :
أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُم مَعِيشَتَهُمْ « 1 » .
« آيا اينان رحمت پروردگار تو را تقسيم مىكنند ؟ ما روزى ايشان را ميانشان تقسيم كرديم . »
و چه بسيار مردمان بودند كه چون مىديدند خداوند كودكى را به پيامبرى به سوى آنان برانگيخته است ، در شگفت مىشدند . امّا خداوند به آنها نشان داد كه اين كار عمدى بوده و براى آن است كه مردم معنى نبوّت را دريابند و بدانند كه نبوّت موهبتى عادى و معمولى نيست كه تنها در يك فرد و در اثر شرايط محيطى و تربيتى به ظهور برسد . بلكه نبوّت امرى ما فوق عادات مردم و بر خلاف سنن جارى طبيعت و هستى است و نداى جديدى است كه نداى مخلوقات ديگر با آن مشابهت ندارد . اين ندا عبارت از اين است كه خداوند بر هر كارى تواناست و بازگشت همه چيزها به سوى اوست .
على بن اسباط در حديثى كه در بارهء امامت نقل كرده است ، مىگويد :
امام جواد را ديدم كه به سوى من بيرون آمد . من به ايشان و سر و پاى ايشان خيره شدم تا قامتش را براى يارانمان در مصر توصيف كنم . سپس او به سجده در افتاد و فرمود : خداوند در امامت همانگونه احتجاج كرده كه در نبوّت .
خداوند مىفرمايد :
وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيّاً « 2 » .
هامش
( 1 ) - سورهء زخرف ، آيهء 32 .
( 2 ) - سورهء مريم ، آيهء 12 .