تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 756

مساهمون:

ص٧٥٦
انديشه‌ها و پيروان اديان و متكلمان از هر كيش و آيينى به نزد من گردآمده‌اند اگر گفتگو و مناظرة با آنان را خوش داريد ، فردا صبح به نزد ما بياييد و اگر آمدن بدين‌جا بر شما گران است ، خود را رنجه مكنيد و اجازه دهيد كه ما خدمت شما برسيم . امام به ياسر فرمود : به امير سلام برسان و بگو من از خواسته تو آگاه شدم و فردا صبح ، اگر خدا بخواهد ، به نزد تو خواهم آمد . آنگاه امام هدف مأمون را از تشكيل چنين مجالسى بيان كرد و گفت كه مأمون مىخواهد از ارج و عظمت وى بكاهد ، زيرا مأمون گمان مىبرد كه وى در برابر طرف مقابلش از گفتن پاسخ در مىماند . امام به نوفلى ( راوى اين ماجرا ) گفت : « اى نوفلى ! آيا مىخواهى بدانى كه مأمون چه وقت از اين كار خود پشيمان مىشود ؟ گفتم : آرى . فرمود : مأمون هنگامى از اين كار پشيمان خواهد شد كه ببيند من پيروان تورات را با استدلال به تورات و پيروان انجيل را با استدلال به انجيل و پيروان زبور را با استدلال به زبور و صابئيان را به زبان عبرى و آتش پرستان را به زبان پارسيشان و روميان را به زبان رومى و ساير اصحاب انديشه‌ها را هر يك به زبان خود آنها مجاب و محكوم سازم . هنگامى كه هر گروهى را محكوم و بطلان سخن ودليلش را آشكار ساختم و به گفتهء خود متقاعدش كردم مأمون در مىيابد كه جايگاهى كه او بر آن تكيه داده است سزاوار وى نيست . در اين هنگام است كه مأمون از كردهء خود پشيمان خواهد شد . « وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ الْعِلِى الْعَظيمِ » . « 1 » در ادامهء اين حديث آمده است : چون امام به مجلس مأمون وارد شد ، خليفه از جا برخاست . محمّد بن جعفر ( عموى امام رضا ) و تمامى بنىهاشم
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 49 ، ص 174 و 175 .