عنوان گواه بس است » . « 1 »
در اين نامه نكاتى است كه از سخنان درخشان امام بدانها پىمىبريم :
اوّلًا : آنحضرت مىفرمايد :
« ( مأمون ) آنچه را كه ديگران از حق ما نشناخته بودند ، باز شناخت » . زيرا آنحضرت با هارون ، پدر مأمون ، و نظام عبّاسى برخورد داشت و آنان اصلًا حرمت رسول خدا صلى الله عليه و آله را پاس نمىداشتند .
ثانياً : او فرمود :
« هر كس گرهى را كه خداوند به بستن آن فرمان داده ، بگشايد . . . » اشاره به خباثت ضماير و نقشههاى توطئهآميز بر ضدّ ولايت است .
ثالثاً : او فرمود :
« گذشتگان نيز چنين كردند . . . »
شايد اين فرمايش اشاره به سكوت اميرمؤمنان على عليه السلام از يك سو و صبر و تحمّل ائمه بر آزارها و شكنجه به خاطر بيم از پراكندگى دين و تزلزل ريسمان وحدت مسلمانان از سوى ديگر باشد .
رابعاً : آنگاه آنحضرت به تبيين برنامه حكومتى خود مىپردازد كه عموماً مخالف با برنامهء بنى عبّاس و از جمله مأمون بود .
خامساً : امام در پايان اين وثيقه مىفرمايد :
« جامعه و جفر بر خلاف اين دلالت مىكنند » .
در واقع آنحضرت بدين وسيله بيان مىكند كه آنان صاحبان دانش رسول خدا صلى الله عليه و آله و به امارت شايستهتر از مأمون و بنى عبّاس هستند .
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 49 ، ص 152 - 153 .