براى خواندن نافله بر مىخاست و آنقدر نماز مىخواند تا سپيده سرمىزد .
سپس تا طلوع خورشيد به تعقيبات نماز مىپرداخت و تا بالاآمدن خورشيد به سجده مىافتاد .
والى افزود : در بستر خويش ، بسيار قرآن مىخواند و چون به آيهاى كه در آن يادى از بهشت و جهنم شده بود ، بر مىخورد مىگريست و از خداوند بهشت را مىطلبيد و از آتش جهنّم به خدا پناه مىبرد . « 1 »
امام عقيده داشت كه برترى او تنها به تقواست و نه به خاطر انتساب او به رسول خدا صلى الله عليه و آله .
بيهقى از صولى از محمّد موسى بن نصر رازى نقل مىكند كه گفت : از پدرم شنيدم كه مىگفت : مردى به امام رضا گفت : به خدا سوگند بر زمين كسى از جهت پدر از تو شريفتر نيست .
آنحضرت به وى فرمود : « تقوا بديشان شرافت بخشيد و طاعت خداى بزرگشان كرد » .
يكى ديگر به او عرض كرد : به خدا تو بهترين انسانها هستى . آنحضرت به او فرمود : « سوگند مخور اى مرد ! بهتر از من كسى است كه خداترستر باشد و او را فرمانبردارتر . به خدا قسم اين آيه نسخ نشده است كه : وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ .
اين گفتگو ، روايتى از امام صادق عليه السلام را به ياد ما مىآورد كه فرمود :
« همانا ولايت و دوستى من با حضرت محمّد صلى الله عليه و آله در نزد من محبوب تر از ولادتم از اوست » .
بدين سان امام رضا در تمام ابعاد حياتش ، خداى را فرمانبردار بود و خدا هم
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 49 ، ص 92 - 94 ( به اختصار ) .