فرمود : پس گواه باشيد كه او در زمان حيات من وكيلم و پس از مرگم جانشين من است . « 1 »
امام موسى كاظم از تمام وسايل موجود براى بيان امامت امام رضا استفاده مىكرد . مثلًا نامهاى در اين باره نگاشت و شصت تن از سران مدينه را بر آن گواه گرفت . « 2 »
آنحضرت در دوران حيات خويش ، كارها را به امام رضا ارجاع مىداد .
چنان كه يك بار او را به بصره فرستاد تا نامههايى به عبداللَّه بن وحوم تحويل دهد و به عبداللَّه نيز دستور داد كه پاسخ نامهها را به دست فرزندش رضا در مدينه بسپارد . « 3 »
همچنين وى در بصره الواحى نگاشت و آن را به شيعيان بصرى خويش سپرد . در اين الواح نوشته شده بود :
« وصيّت من به بزرگترين فرزند من است » . « 4 »
آنحضرت برخى از حقوقى را كه نزد او مىآوردند ، مىگرفت و برخى ديگر را باقى مىگذاشت تا به جانشينش پس از او پرداخت شود . در واقع امام كاظم با اين كار مىخواست نشانهاى آشكار براى جانشين پس از خود باقى گذارد چنان كه اين كار را با داوود بن زربى انجام داد . « 5 »
چنين اقداماتى برغم شرايط سياسى دشوارى انجام مىشد كه امام در زمان
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 49 ، ص 15 .
( 2 ) - همان مأخذ ، ص 17 .
( 3 ) - همان مأخذ ، ص 16 .
( 4 ) - همان مأخذ ، ص 19 .
( 5 ) - از برخى احاديث معلوم مىشود كه اين مرد در تقيه به سر مىبرده و همين امر اقتضا مىكرده است كه بر خوردى مناسب با حال او انجام پذيرد .