اين سخن از ژرفاى عقيدهء توحيد بيرون مىآيد . آيا خداوند نمىتواند بنده صالح و مطيع خود را يارى رساند كه بر اسرار غيب آگاهش سازد ؟ و اگر بندهاى مطيع خدا باشد و مخلصانه او را بپرستد چرا پروردگار اين كرامت را به دو نبخشد ؟ آيا مگر خداوند توبه كنندگان و پاكيزه خواهان و متوكّلان را دوست نمىدارد ؟ و آيا مگر به فرمانبردارانش دوستى و پرستندگان و نيكو كاران و صدقه دهندگان دوستى نمىورزد و پرهيز كاران را كرامت نمىدهد و بر بندگان شكيبا و پايدارش ، چنان كه بيشتر سورههاى قرآن كريم مىخوانيم ، درود و ثنا نمىفرستد ؟
كسانى كه منكر تأييدات الهى به بندگان صالح خدا ، بويژه ائمه معصومين هستند و در بارهء معجزات آنان به گمان و ترديد مىافتند ، در واقع به روح و باطن قرآن و بزرگ ترين مفاهيم اين كتاب آسمانى كفر مىورزند .
محتواى اصلى مكاتب الهى اعتقاد بدين نكته است كه خداوند بر مسند قدرت تكيّه دارد و هر چه اراده فرمايد به انجام مىرساند و كردارش جز با اتّكا بر حكمت بالغه نيست . اين حكمت در پاداش به نيكو كاران و كيفر بدكاران خلاصه مىشود . اگر بدكاران و خوش كرداران در پيشگاه خداوند يكى بودند و او مؤمنان را يارى نمىكرد و كافران و منافقان را به ذلّت و پستى نمىكشاند ، آنگاه ايمان به قدرت و حكمت او چه سودى در برداشت ؟ !
امام موسى بن جعفر عليهما السلام اين گونه بود . او ملازم با قرآن بود و در زمانهء خويش عابدترين بندهء خدا و بزرگترين فرمانبر پروردگار به شمار مىآمد .
آنحضرت صاحب معجزات و كراماتى بود كه از طرف تمام مسلمانان به تأييد رسيده است « 1 » ، ولى ما با توجّه به گنجايش اين كتاب تنها به نقل برخى از اين
هامش
( 1 ) - علاقهمندان مىتوانند براى اطلاع بيشتر در اين باره به بحار الانوار ، ج 48 ، ص 29 - 100 مراجعه فرمائيد .