اشتباه است اگر بخواهيم دستاوردهاى اين مدرسه را فقط محدود به كسانى كنيم كه در آن به تحصيل علم پرداخته و معاصرانش از آن چيزها آموخته باشند ، بلكه دستاوردهاى اين مدرسه در انديشههايى است كه در جامعه ايجاد كرده و در مردان پرورش يافتهاى است كه سيماى تاريخ و سيماى مسلمانان را دگرگون ساختند و تمدّنى را پديد آوردند كه تا قرنهايى دراز پايدار و پا برجا بود .
در تاريخ ثبت است كه شمار كسانى كه مستقيما از افكار و انديشههاى اين دانشگاه سيراب شدهاند ، به چهار هزار تن مىرسيده است . « 1 » و زمانى اهميت اين مسئله براى ما روشن مىشود كه بدانيم اين مدرسه در آگاهى بخشى به مردم مسلمان دوران خود و نيز مسلمانانى كه تا امروز از پى آنها آمدهاند و نقش اول داشته و اينكه فرهنگ اصيل اسلامى تنها از اين چشمهء فيّاض ، جريان گرفته است ، چرا كه پژوهشهاى انجام شده ثابت كرده است كه فرهنگهاى رواج يافته در ميان مسلمانان از انديشههاى مسيحى و يهودى ، افراد نفوذى آنان سرچشمه گرفته و يا از انديشههاى فلاسفهء يونانى و هندى كه كتابهايشان به عربى ترجمه شد و مسلمانان اصول و انديشههاى خود را بر اساس آنها بنيان نهادند ، تأثير پذيرفته است .
بنابر اين جز مكتب امام صادق هيچ مدرسه و مكتب فكرى اسلامى ، باقى نماند كه از كيان و وحدت و اصالت خود در تمام ابعاد زندگى محافظت كند .
علّت اين امر آن بود كه پيروان اين مكتب ، به اين مدرسه و افكار آن كاملًا اعتماد داشتند و همين اعتماد بود كه آنان را به نگاهبانى از اين مكتب و چهرهء ويژه آن در طول قرنها وامىداشت تا آنجا كه آنان رواياتى را كه در اين مدرسه مىشنيدند
هامش
( 1 ) - ابن عقده زيدى نام راويانى را كه از حضرت صادق روايت نقل كردهاند ، جمع آورى كردهكه شمار آنان چهار هزار تن است . امّا ابن قضائرى با استدلال بر نظر ابن عقده بر اين شمار افزوده است .