پايان پذيرد ؟ » .
كتابهاى تاريخ از ذكر كرامات امام سجّاد عليه السلام فراوان است « 1 » و اين البته شگفت نيست .
زيرا امامى با اين صفات ، شايستهء برخوردارى از فضل و كرامات الهى است . آيا مگر خداوند بندگان صالح خويش را با اجابت دعاهايشان مورد تكريم قرار نمىدهد ؟ كه خود فرموده است :
وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ « 2 » .
« و پروردگارتان فرمود : مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم . »
پس چگونه مىشود كه خداوند دعاى كسى را كه در عشق به او ذوب شده تا آنجا كه از شدّت عبادت ، بيم مرگش مىرود ، اجابت نكند ؟
اجازه دهيد با هم روايت زير را بخوانيم و سپس آن را با داستانهايى كه قرآن در باره بندگان صالح خداوند نقل كرده است به مقايسه بگذاريم ، تا در يابيم كه هر دو ، در واقع دو رودخانهاند كه از يك جا سر چشمه مى گيرند .
ابراهيم ادهم روايت كرده كه : من با قافله در صحرا مىرفتم كارى پيش آمد و از قافله جدا گشتم . پس ناگهان با كودكى كه در حال راه رفتن بود برخورد كردم . گفتم : سبحان اللَّه ! صحرايى بى آب و علف و كودكى كه در آن راه مىرود ؟ ! پس به كودك نزديك شدم و به او سلام دادم . كودك جواب سلامم را گفت .
پرسيدم : كجا مىروى ؟ گفت : به خانهء پروردگار ، گفتم : عزيزم ! تو كوچكى رفتن به خانهء خدا نه بر تو واجب است و نه از سنّت است . گفت : اى پير مرد ! هنوز كوچك تر از مرا نديدهاى كه بميرد ؟ ! پس گفتم : آذوقه و مركبت كو ؟ گفت : آذوقهام تقواست و مركبم پاهايم و مقصدم مولايم . گفتم : غذايى همراه
هامش
( 1 ) - برخى از اين كرامتها را در پايان كتاب ياد خواهيم كرد .
( 2 ) - سورهء غافر ، آيهء 60 .