در شهرها و قبيلههاى خود ، برسانيد .
سخنان مرا بشنويد و گفتارم را بنويسيد آنگاه به شهرها و قبايلتان باز گرديد . پس هر يك از مردم را كه بدانان اعتماد و اطمينان داريد ، بر حقى كه از آنِ ما مىدانيد فرا خوانيد . من از آن مىترسم كه اين حق پايمال شود و از دست برود و شكست بخورد . حال آنكه خداوند تمام كنندهء نور خويش است اگر چه كافران آن را خوش نداشته باشند . »
آنگاه امام در اين خطبهء غرا و استوار ، خاطرهء على عليه السلام را در ياد حاضران زنده كرد و در پايان هر فراز ، اندكى از گفتن خاموش مىماند و اصحاب و تابعان را بر صدق گفتار خود گواه مىگرفت و آنان يكپارچه و همصدا بر راستى گفتار آنحضرت اعتراف مىكردند و مىگفتند :
« به خدا همچنين است كه تو گفتى » .
آن امام تمام آياتى را كه در قرآن در بارهء اميرمؤمنان و خاندانش نازل شده بود خواند و تفسير كرد و احاديثى را كه از پيامبر صلى الله عليه و آله در باره پدر و مادر و برادر و خودش رسيده بود ، باز گفت . در تمام اين موارد اصحاب حاضر در آن مجلس مىگفتند : به خدا همين گونه است كه تو مىفرمايى . ما نيز چنين شنيدهايم و بر راستى آن گواهيم .
يكى از تابعان نيز گفت : به خدا سوگند من اين روايت را از راستگوترين و مؤمن ترين صحابه شنيدهام .
آنگاه خدا را بر آنان گواه گرفت و فرمود :
« شما را به خدا سوگند كه اين روايات را جز از كسى كه به او و به دينش اعتماد داريد شنيدهايد ؟ »
اين نقشه ، مانع مناسبى در برابر طغيان معاويه در سبّ على عليه السلام بود . امّا نقشهء معاويه آن بود كه فرازهاى درخشان و شكوهمند ، يعنى مآثر اهل بيت را از
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 407
مساهمون: شريعت
ص٤٠٧