3 - امام حسين نامهاى ديگر به معاويه نوشت و طى آن به يكايك اعمال پليد معاويه اشاره كرد . در اين نامه آمده بود :
« . . . امّا بعد نامهاى به دستم رسيد كه در آن گفته بودى : از من به تو گزارشهايى رسيده كه تو به خاطر من از آنها چشم پوشيدهاى . حال آنكه من در نظر تو به انجام كارهاى غير از اين سزاوارترم و جز خداوند تعالى بر حسنات راهنمايى نكند .
امّا در بارهء گزارشهايى كه گفته بودى در بارهء من به تو رسيده ، بايد بدانى كه اين گزارشها از جانب چاپلوسان و سخن چينان و كسانى است كه مىخواهند ميان جمع تفرقه اندازند .
دشمنان دروغ گفتهاند و من خواستار جنگ و مخالفت با تو نيستم . و من در ترك اين نصايح از تو و از عذر و پوزشهايى كه در آن براى تو و دوستان ستمگر و كافرت ( حزب ستمگران ) و اولياى شيطان است ، از خداوند مىترسم .
آيا تو كشندهء حجر بن عدى كندى و ياران نمازگزار و خدا پرست او نيستى ؟ آنان بدعتها را زشت و پليد مىشمردند ، امر به معروف و نهى از منكر مىكردند و از سرزنش نكوهش گران در راه خدا باك نداشتند . امّا تو آنان را به ستم و ناروا كشتى در حالى كه قسمهاى سخت خورده و به آنان قول داده بودى كه به ايشان كارى ندارى . امّا بر خداوند ، تجرى كردى و پيمان او را كوچك شمردى و همهء آنان را از پاى در آوردى .
آيا تو كشندهء عمرو بن حمق صحابى رسول خدا صلى الله عليه و آله و بندهء صالحى كه عبادت او را ضعيف و بدنش را ناتوان و رنگ سيمايش را زرد كرده بود نيستى ؟ تو پس از آنكه به او وعدهء امان داده و با او عهد بستى ، او را كشتى . بدان سان كه اگر آهوان كوهى آن را مىفهميدند هر آينه از قلهء كوهها به پايين مىغلتيدند .
آيا تو زياد بن سميه را ، كودكى كه در بستر بندهاى از قبيله ثقيف به دنيا آمد به
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 410
مساهمون: شريعت
ص٤١٠