معاويه را با لقب اميرمؤمنان ياد كند ، خطاب كرده بود كه اين خود در منطق قرون اوّليه مبارزهاى آشكار با قدرت قانونى خليفه به شمار مىآمد . اين امر تأكيد مىكرد كه نويسندهء نامه خود را از اطاعت حكومت نا حق برى دانسته است .
نكتهء ديگرى كه ديدگان معاويه را به خود خيره كرد ، موضوع تصاحب كاروان بود . اين خود آشكارترين دليل بر تمرّد امام حسين عليه السلام از قدرت حاكم به شمار مىآمد .
امّا معاويه با ذكاوت و زيركى دريافت كه شرايط حاكم جز اغماض از چنين اعمالى را نمىطلبد و البته امام حسين نيز نمىخواست كه او آغازگر عصيان مسلح باشد . او همان گونه كه بر نشر حقيقت اصرار مىورزيد ، بر حفظ خونهاى مسلمانان نيز بسيار اصرار مىورزيد .
معاويه نامهاى در پاسخ به نامه امام حسين عليه السلام نوشت كه در آن به جايگاه و الا و جلال و قدر امام اشاره كرده بود و در ضمن اعلام كرد كه نمىخواهد به ايشان گزندى برسد .
امام حسين با نشر آگاهى و جمع كردن ياران در تحكيم سنگرهاى حقيقت مىكوشيد و اخبار مربوط به امام پى در پى به كاخ سلطنتى مىرسيد ، و خبر مىداد كه آنحضرت در شرف ايجاد انقلابى بزرگ و جدا كردن حقّ از باطل است .
امّا معاويه كه همواره پيش از ايجاد جنگ و خونريزى به مكر و نيرنگ مىانديشيد اين بار نيز حيلهاى ديگر در پيش گرفت . او نامهاى به امام نوشت و در آن زبان به توبيخ و نكوهش امام گشود و از روابط دوستانه ميان خود و آنحضرت ياد كرد .
ولى امام حسين از فجايعى كه بر سر شيعيان و دوستداران خاندان پيامبر در هر گوشه و كنارى اعمال مىشد ، به خوبى آگاهى داشت .
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 409
مساهمون: شريعت
ص٤٠٩