تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
پرچمى است كه بدان شناخته مىشود . به خدا سوگند كه من با نيرنگ فريفته نمىشوم و سختيها مرا دچار ضعف و سستى نمىكند » . « 1 » همچنين از ابن عبّاس روايت شده است كه گفت : « در ذى قار بر اميرمؤمنان عليه السلام وارد شدم . او داشت ، كفش خود را وصله مىكرد . پس به من گفت : قيمت اين كفش چند است ؟ گفتم : قيمتى ندارد . فرمود : به خدا سوگند اين كفش در نزد من از حكومت بر شما محبوب‌تر است مگر آنكه حقّى را بر پاى دارم يا از باطلى جلوگيرى كنم » . « 2 » 2 - امام حسن در زمانى مىزيست كه روح ايمان در نزد مردم و به ويژه در قبايل عربى كه به خارج از حجاز رفته و در سرزمينهاى پر خير و بركت پراكنده شده بودند ، به غايت تنزّل يافته بود . اين قبايل رسالت خود را يا فراموش كرده و يا هاله‌اى بى رمق از آن را نگه داشته بودند . « كوفة الجند » كه در روزگار خليفه دوّم ساخته شد تا حامى سپاه و مركزى براى فتوحات شرقى مسلمانان باشد به صورت مركز كشمكشهاى قبايل و لشكركشيهاى فاسد در آمده . هر كس كه بيشتر مىداد مردم جذب او مىشدند . البته در اين ميان ، قبايل ديگرى نيز بودند كه از اسلام و حقّ و خط مشى انقلابى اهل بيت دفاع مىكردند . امّا بيشتر قبايلى كه در اين سرزمين مىزيستند در پى رسيدن به مال و ثروت بودند تا آنجا كه از پيرامون رهبرى شرعى پراكنده گشتند و همين كه دانستند معاويه‌اموال مسلمانان را بى هيچ حساب و كتابى به اين و آن مىبخشد ، با گردن‌كشان شامى بناى نامه نگارى نهادند . براى همين است كه شما مىبينيد حتّى پسر عموى امام حسن عليه السلام كه فرماندهى سپاه آن‌حضرت را
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، خطبهء 200 ( طبع صبحى صالح ) . ( 2 ) - همان مأخذ ، ص 76 .