و بزرگواريها و در نهايت امام مؤيَّد به غيب نمىبود ، از اينكه مىديد معاويه ، يعنى همان كسى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در باره او فرموده بود : « چون معاويه را بر منبر من ديديد بكشيدش و ( اگر چه ) هرگز چنين نمىكنيد » ، بر اريكهء حكومت مىنشيند ، روح پاكش دچار آشوب و اضطراب مىگشت .
اگر قلب بزرگ او به پروردگارش متصل نمىبود ، هر آينه دل شكسته و رنجيده خاطر مىشد ودق ميكرد . چرا كه به چشم خود مىديد كه مسلمانان دوباره به قهقرا مىروند و ستارهء « جاهليّت جديد » از نو درخشش پيدا كرده است .
اگر بردبارى عظيم او كه بر جوشيده از قوت ايمان وى به خدا و تسليم در برابر قضاى او نمىبود ، هرگز در مقابل معاويه از خود شكيبايى نشان نمىداد . معاويه بر منبر رسول خدا مىنشست و منشور رسالت را پاره مىكرد و به بزرگترين مردم پس از پيامبر صلى الله عليه و آله ، دشنام و ناسزا مىگفت .
آرى امام حسن آخرت را بر دنيا ترجيح داد و به خاطر موارد زير پذيراى صلح گرديد :
1 - اهل بيت عليهم السلام به حكومت به عنوان وسيلهاى براى تحقّق بخشيدن به ارزشهاى مكتب مىنگريستند . بنابر اين هنگامى كه مردم از دين راستين منحرف شوند و طبقات فاسد بر جامعه مسلّط گردند و بخواهند از دين به عنوان ابزارى در خدمت منافع نا مشروع خود بهره گيرند ، پس حكومت وحكمران به جهنم برود . . تا مشعل مكتب فروزان بماند ، وتمامى امكانات براى اصلاح جامعه و با هر وسيلهاى به كار گرفته شود .
اميرمؤمنان على عليه السلام درباره شيوهء حكومت مىفرمايد :
« به خدا سوگند ، معاويه از من زيرك تر و باهوشتر نيست ، امّا او خيانت پيشه مىكند و ( در راه حكومت ) مرتكب گناه مىشود و اگر خيانت منفور نمىبود من خود زيركترين مردمان بودم ، ولى هر خيانتى گناه و هر گناهى كفر است و هر خيانت پيشهاى را روز قيامت
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 356
مساهمون: شريعت
ص٣٥٦