تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
شهر و اموال مسلمانان را دزديد و با آنها كنيزكان خريد و ادعا كرد كه اين اموال براى او حلال است و اين يكى را هم على عليه السلام بر ولايت يمن گماشت ، امّا از بُسر بن ارطاة ترسيد و فرزندانش را وانهاد و گريخت تا آنكه كشته شدند و اكنون نيز چنين كرده است . سپاه سخنان اورا تأييد كرد وگفتند كه : حمد خدارا كه اورا از ميان ما خارج كرد . امّا اين لشكرى كه فرماندهش به اردوگاه معاويه پيوست ، در وضعى نبود كه بتواند در مقابل سپاه معاويه مقاومت كند . از اين رو بيشتر افراد اين سپاه پراكنده گشتند و تنها 4 / 1 از آنها كه شمارشان به چهار هزار نفر مىرسيد ، باقى ماندند . كم شدن اين تعداد از سپاهيان ، موجب پديد آمدن ضعف و نگرانى در افراد خط مقدّم و ديگر سپاهيانى شد كه در مظلم ساباط جاى گرفته بودند . يعنى جايى كه امام و سپاه او اردو زده بودند سپاهى كه تبليغات معاويه در آن از طريق جاسوسانى كه هر دم به آنجا گسيل مىكرد ، ادامه داشت . برخى از سپاهيان حضرت به معاويه پيوستند و دسته‌اى ديگر به او نوشتند كه اگر بخواهى مىتوانيم ايشان را دست بسته نزد تو آوريم و اگر بخواهى مىتوانيم ، او را بكشيم . بذل و بخششهاى معاويه كه غالباً افزون از صد هزار بود ، براى افراد اختصاص داده مىشد . او پيوسته به فرماندهان سپاه امام وعدهء ازدواج با دخترانش را مىداد تا آنها را بفريبد و از امام جدا كند . بدين گونه مىتوانيم عمق فشارهايى كه امام را مجبور به پذيرش صلح كرد دريابيم . امام حسن خطبهء آتشينى براى يارانش كه باطناً با معاويه سازش كرده بودند و مقدمهء سپاه او را تشكيل مىدادند ، ايراد كرد . از خطبه‌اى كه حضرت به فروشندگان وجدانهاى خود ايراد فرمود پيداست كه سپاهيان آن‌حضرت تا حد
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 352 | شريعت / السيد محمد تقي المدرسي