و ديگرى مقتولى در نهروان كه كينه او را مىجوييد ، امّا باقى پس سر افكندهاند و اما كسى كه گريان است انتقام جوينده است » .
به رغم تمام اين ناهمواريها ، ياوران حقّ عزم خود را بر شركت در جهاد استوار ساختند بدين اميد كه از اين ميدان پيروز و سر بلند به در آيند .
نيرنگهاى معاويه كار خود را كرد . وى گروه اندكى از آزمندان را به اطاعت خود درآورده بود و نقشههاى خود را به دست آنان عملى مىكرد . اينان شايعات گوناگون و بسيارى دربارهء نيروى سپاه شام و كم شمارى و ضعف سپاه كوفه براى رويارويى با آنان در ميان مردم مىپراكندند . همچنين درهم و دينارهاى معاويه نيز نقش پليد و پست خود را به خوبى ايفا كرد . فرماندهان سپاه امام حسن عليه السلام را ، كه وى به آنان اعتماد داشت ، مىبينيم كه در برابر نيروى تبليغاتى و مكارانهء معاويه خود را مىبازند و سست مىشوند .
على رغم آنكه رهبرى سپاه امام رهبرى حكيمانه و تحت لواى عبيداللَّه بن عبّاس بود ، امّا با وجود اين ، اين سپاه ، خود قربانى نيرنگ معاويه شد و فرماندهء آن به وسيله معاويه در بند فريب افتاد . داستان از اين قرار بود كه :
امام عليه السلام ، پسر عموى خويش را براى ملاقات با معاويه مأموريت داد و در نامهاى به وى چنين سفارش كرد :
« اى پسر عمو ! من دوازده هزار تن از شجاعان عرب و قاريان شهر را به سوى تو گسيل مىدارم كه يكى از آنها بر لشكرى برترى دارد . پس با ايشان حركت كن و به آنان نرمى نشان ده . چهرهات را براى آنان گشاده كن و بالت را زير پاى آنان بگستر ( با آنان فروتنى پيشه كن ) آنان را در مجالست نزديك گردان كه اينان باقى ماندگان ياران مطمئن امير مؤمنانند . با ايشان بر شط فرات حركت كن ، سپس برو تا با معاويه روياروى گردى . پس اگر تو او را ديدار كردى نگاهش دار تا من به سوى تو آيم .
چون من به زودى در پى تو حركت خواهم كرد و بايد خبر تو هر روز
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 349
مساهمون: شريعت
ص٣٤٩