تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
به من برسد و با اين دو تن ( قيس بن سعد و سعيد بن قيس ) مشورت كن . پس اگر به معاويه برخوردى با او جنگ آغاز مكن تا آنكه او نخست جنگ را آغازكند . پس اگر چنين كرد با او بجنگ و اگر تو كشته شدى فرماندهء سپاهيان قيس بن سعد است و اگر او نيز كشته شد ، سعيد بن قيس فرماندهء سپاهيان خواهد بود » . « 1 » سپس آن‌حضرت خود با سپاهى بى شمار كه تعداد آن را سى هزار و يا بيشتر ذكر كرده‌اند ، حركت كرد و تا « مظلم ساباط » كه نزديك مداين بود رسيد . توطئه‌هاى معاويه در جلوداران سپاه امام حسن عليه السلام كارگر افتاد . خبرى در ميان سپاهيان شايع شد كه اثرى ژرف در روحيه آنان داشت . شايع شد كه : « حسن براى برقرارى صلح با معاويه مكاتبه مىكند پس چرا شما خود را به كشتن مىدهيد » . پس از شايع ساختن اين خبر در ميان سپاهيان ، معاويه با اعطاى مال و دادن وعده ، كوشيد تا نظر فرماندهان سپاه را به سوى خود جلب كند . فرماندهان نيز پنهانى به اردوگاه معاويه رفت و آمد مىكردند . عبيد اللَّه خبر اين ماجرا را طى نامه‌اى براى امام حسن نوشت . توطئه‌هاى معاويه در همين حد چندان اهميّت نداشت ، اما همين كه وى توانست وجدان فرماندهء كل سپاهيان امام حسن را بخرد ، اين توطئه‌ها رنگ ديگرى به خود گرفت . معاويه نامه‌اى خطاب به عبيداللَّه نوشت و در آن گفت : حسن دربارهء صلح به من نامه نگاشته است و امر را به من تسليم خواهد كرد پس اگر تو همين حالا در اطاعت من پاى نهى ، از فرماندهان من خواهى بود و گرنه دنباله رو من خواهى شد ، و اگر تو سخن مرا همين الآن بپيذيرى هزار هزار
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 44 ، ص 51 .