وافر برخوردار گردى و كار مسلمانان به صلاح مىانجامد . پس اين همه به راه باطل خويش ادامه مده و همچون ديگر مردم با من بيعت كن . تو خود نيك مىدانى كه در نزد خداوند و نزد هر بندهء توبه كننده و پرهيزكار و نيز در نزد هر كس كه دلى زارى كننده به درگاه حقّ دارد ، من از تو به اين امر ( خلافت ) سزاوارترم .
پس از خداى بترس و عصيان و سركشى را فرو گذار و خون مسلمانان را پاس دار . به خدا سوگند هيچ نفعى براى تو ندارد كه خون آنان را بيش از اين بريزى و آنگاه خداى را ديدار كنى . به صلح و طاعت روى كن و در اين امر ( خلافت ) با اهل آن و كسى كه بدان سزاوارتر از توست ، ستيزه مكن . تا خداوند به اين وسيله اين آتش افروخته را فرو نشاند و وحدت كلمه ايجاد كند و ميان مردم را اصلاح فرمايد و اگر تو نخواهى از اين نافرمانى دست بكشى من با مسلمانان به سوى تو حركت مىكنم و آنگاه تو را محاكمه مىنمايم تا آنكه خداوند كه بهترين داوران است ، ميان ما داورى كند . . .
بدينسان نامههايى ميان رهبران دو سپاه مبادله شد . نامهاى از امام عليه السلام با حجّتى قاطع و پخته كه ملاك آن نقد و تجربه بود و نامه ديگر از معاويه با فريب و نيرنگ و دادن قول و گذاردن شرط و شروط مبنى بر تقسيم بيت المال بر حسب تَشَخُصات و مراتب پوشالى قبيلهاى همراه بود .
خبرهايى مبنى بر بسيج سپاه اموى و حركت آنان به سوى كوفه ، در ميان مردم انتشار يافته بود . امام حسن عليه السلام تصميم گرفت براى مقابله با هجوم معاويه ، سپاهى فراهم آورد ، امّا طريقهء بسيج سپاه در نزد آنحضرت با طريقهاى كه معاويه اتخاذ كرده بود ، بسيار تفاوت داشت . معاويه در پى گزينش دلمردگان و سياهدلان بود و آنان را با دادن اموال مسلمانان به خدمت خود در مىآورد . او همچنين برخى از انصار را به سوى خود مىخواند و با دادن
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 344
مساهمون: شريعت
ص٣٤٤