از ستمگرى نيست . زيرا خدا دعاى ستمديدگان را شنوا و در كمين ستمكاران است » .
آنگاه امام ، او را از دوستى با خاصّه يعنى اشراف و رؤسا بر حذر مىدارد و مىگويد :
« بايد بهترين كار در نزد تو ميانه روى در حق و همگانى كردن آن در برابرى و كاملترين آن در جلب رضايت عامّه باشد . زيرا خشم تودهء مردم ، رضا و خشنودى خاصه را باطل مىسازد و خشم چند تن در برابر خشنودى همگان اهمّيت ندارد » . « 1 »
كرامتهاى امام از زبان پيامبر
دهها جلد كتاب گنجايش آن را ندارد تا زندگى امامى را كه وحى در جاى جاى حيات او نمودار است ، توصيف كند . امامى كه آيت بزرگ رسالت الهى و شاهد حقيقى نبوّت آخرين پيامبر محسوب مىشد . حال كه اين كتاب نمىتواند بيانگر درياى بى كرانهء فضايل و كرامتهاى على عليه السلام باشد ، تنها ذكر قطرههايى از اين دريا كافى است كه خود مىتواند چشمه سارى بزرگ براى ما باشد .
شايد برخى از شنيدن فضايل امام از زبان پيامبر صلى الله عليه و آله دچار حيرت و تعجّب شوند . چرا كه اينان حكمت آفرينش را به خوبى در نيافته و در چهار چوب نگرشهاى قرآنى بنيكى نيانديشيدهاند . امّا اگر به آسمانها و زمين و ويژگيهاى آنها به عنوان آفريدههاى خداوند بنگرند و دريابند كه خداوند آنها را مسخّر انسان ساخته و انسان را بر بسيارى از مخلوقاتش برترى بخشيده و فرزندان آدم را به
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، نامهء 53 .