كسانى كه همواره در پى يافتن تسامح در دين خدا بودند تا به وسيله آن بتوانند مرتكب برخى از گناهان ، همچون بر پا كردن محافل هرزگى و شرابخوارى شوند .
اينان كسانى بودند كه از امام مىگريختند و به معاويه مىپيوستند . امام غم آنان را مىخورد . زيرا مىديد كه آنان از نور به ظلمت و از عدالت فراگير وى به جامعهء فانى و ناپايدار ظلم مىگريزند .
امّا آنحضرت براى به دست آوردن دل آنان ، هيچ گاه سياست و رويّهء خويش را تغيير نداد . تاريخ ، صدها حادثه در خود ضبط كرده كه همگى حاكى از اين روحيه استوار على عليه السلام است . روحيهاى كه طوفان فشارهاى اجتماعى در برابر آن متوقف مىشدند . سدّ خلل ناپذيرى كه امواج آشوب و وحشت در برابر آن از حركت باز مىايستادند .
بگذار اينان به گرد معاويه حلقه بزنند و پس از وى اطراف يزيد و ديگر فرمانروايان بنى اميّه را بگيرند . بگذار اينان هزار ماه صداى خود را به سبّ على و فرزندانش بلند كنند كه حق برتر از همه و خداوند بزرگتر از هر كس و هر چيز است و امام نيز در حالى كه به پاداش پروردگارش مىانديشد ، صبر و شكيب در پيش مىگيرد .
يك بار آنحضرت فرمود :
« گمان كردم فرمانروايان در حقّ مردم ستم مىكنند امّا ديدم كه مردم به حق آنان ستم روا مىدارند » . آرى نبود آگاهى و كثرت نيروهاى عافيت طلب ، علت ظلم آنان به اميرمؤمنان عليه السلام بود . آنحضرت در صدد ايجاد جامعهاى بر اساس قانون بود در حالى كه مردم به هرج و مرج و آشفتگى تمايل نشان مىدادند . آنان دوست داشتند قانون دربارهء ديگران اعمال شود امّا در خصوص خود آنان ، ديگران به ميانجى گرى و شفاعت برخيزند !
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 225
مساهمون: شريعت
ص٢٢٥