امام در محراب شهادت
شب نوزدهم ماه مبارك رمضان ، يكى از شبهايى كه احتمال مىرود شب قدر در همان شب واقع است . گفتگوهاى مردم در اين شب هر جا پيرامون جنگ و مسائل آن بود . چرا كه على عليه السلام روح جهاد و جنگاورى را در ميان آنان دميده و تحرك و فعاليّت در آنان اوج گرفته بود .
در گوشهاى از مسجد كوفه ، عدّهاى از مصريان طبق معمول هر شب به نماز ايستاده بودند و اندكى آن طرفتر عدّهاى نيز با جديّت نماز مىخواندند . و گوشهاى از شهر خانهء محقرى بود كه دختر امام ، حضرت را به ميهمانى دعوت كرده بود . او هنگام افطار قرصى نان و ظرفى شير و اندكى نمك براى امام آورد . امّا آنحضرت فرمود تا شير را از سفره بردارد . آنگاه چند لقمهاى نان و نمك خورد و سپس براى خواندن نماز برخاست . او هر چند گاهى به آسمان مىنگريست و مىفرمود :
اين همان شب موعود است نه دروغ مىگويم و نه به من دروغ گفته شده است . آنگاه به سوى مسجد رفت و از همان درى كه اين مردان در پشت آن گرد آمده بودند ، به درون مسجد رفت .