ملّتى ديگر مقدّر فرموده است و مرگ هر يك از آنان همان گونه كه خدا مقدر كرده ، فرا رسد . پس خوشا به حال مجاهدان راه خدا و كشته شدگان راه طاعتش » ! « 1 »
بدين گونه گفتگو ميان سران سپاه در مىگرفت و بدين سان امام هدف خود از جنگ ، با شاميان را كه همان جستجوى رضوان خدا و مبارزه با تباهكاران بود ، تبيين مىكرد . اگر چه تحقّق اين هدف پيامدهاى ناگوارى هم در برمىداشت .
فضايل امام . . و دشمنى معاويه
معاويه نيز به سهم خود به فضايل على عليه السلام اذعان مىكرد و مىدانست برترين كس بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله امام على بن ابىطالب است . امّا او به پيراهن عثمان چنگ انداخته بود و خود را سزاوارترين مردم نسبت به او مىدانست . با آنكه دليل معاويه سُست و بى پايه به نظر مىرسيد امّا زيركى و نيرنگ بازى و اسباب و عوامل زورى كه او در اختيار داشت وى را از آوردن دلايل صحيح و قوى بى نياز مىكرد . همين امر مىتواند از ماهيّت مبارزه ميان او و امام پرده بردارد .
تاريخ پروندهء قطورى از اعترافات معاويه نسبت به فضايل على عليه السلام تشكيل داده است و ما بويژه مى توانيم اين اعترافات را در نامههاى خاصّى كه ميان او و اصحاب بزرگ امام رد و بدل شده ، بيابيم . امّا رساترين اين نامهها ، نامهاى است كه معاويه خطاب به محمّد بن ابىبكر ، يكى از سرسختترين مدافعان خط امام ، نوشته است . « 2 » اين نامه چنين است :
هامش
( 1 ) - في رحاب أئمّة اهل البيت ، ص 91 .
( 2 ) - همان مأخذ ، ص 93 .