تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
ابىسفيان ، فرمانده سپاهيان شام از سوى عمر به ولايت شام منصوب شده بود . هدف عمر از اين اقدام چيزى جز جلب رضايت بنى اميّه نبود و بنى اميّه قدرت سياسى و نظامى به شمار مىآمدند كه بيشتر دست در دست هم داشتند و مشغول توطئه عليه دين خدا بودند . سران حزب اموى بر اين گمان بودند كه شام مُلك خالص آنان و تا ابد در اختيار ايشان است بنابراين تمام نيروهاى نظامى خود را در آن ديار متمركز ساختند . آنان تصور نمىكردند كه هيچ حاكمى روزى به خود جرأت دهد و ولايت شام را از آنان باز پس گيرد . حتّى دوّمين خليفه نيرومند ، عمر ، از آنچه در شام مىگذشت چشم مىپوشيد . او در خصوص پاگيرى و تقويّت حزبى مخالف با اسلام سهل انگارى به خرج مىداد و همواره شام را از قوانين سخت و خشن خود معاف مىكرد . در زمانى كه عمر قوانينى از قبيل « از كجا آورده‌اى ؟ » براى مقابله با ثروت اندوزى كه حاكمان جديد به دامان آن گرفتار شده بودند وضع كرده بود و حتّى كسى همچون ابو هريره هم نتوانست از آن قانون قاطع رهايى يابد و ناچار شد بسيارى از اموال خود را كه در بحرين گرد آورده بود ، به خاطر اجراى اين قانون از دست دهد . در همين حال كه عمر اين قوانين را با شدّت دنبال مىكرد ، معاويه و حزب اموى او كه شالودهء سلطنت منفور خود را در شام پى ريزى مىكرد و ثروتهاى هنگفت را روىهم مىانباشت و بر منفعت طلبان حاتم بخشىها مىنمود از اين قانون مستثنى بودند . هنگامى هم كه از عمر در اين باره سؤال مىشد ، چشم پوشى خود را با اين عبارت توجيه مىكرد كه معاويه سمبُل عزّت و سرفرازى اسلام است ! ! البته گمان مبريد كه عمر مى توانست بدون پرداخت بهايى سنگين در مقابل اقدامات معاويه قد برافرازد . او حتّى به خاطر برخى از فشارها و تنگناهايى كه بر حزب اموى آن هم در پايتخت و نه در شام قرار داده بود ، جان خود را از كف داد .