و عهدنامهاى براى او نوشت و در آن فرمود : راغبان ايشان را با عدالت و انصاف و احسان بر آنان راضى نگه دار و ترس را از دلهايشان بزداى .
سپس امام عليه السلام به فرماندهان سپاهش نامهاى نوشت و در آن حد و مرزهاى حكومت خود را مشخص فرمود :
« آگاه باشيد كه حق شما بر من آن است كه رازى را از شما پنهان ندارم مگر در جنگ و كارى را بدون صلا حديد و راى شما انجام ندهم مگر در حُكم و حقّى را كه مربوط به شماست از جايگاهش به تعويق نيندازم و بدون تمام كردنش از آن دست برندارم و اينكه شما در اجراى حق نزد من يكسان باشيد » . « 1 »
آنحضرت در حالى كه در اين جنگ به پيروزى دست يافته بود ، به كوفه بازگشت . وى از رفتن به قصر الاماره خوددارى كرد و به جاى آن به خانه جعدة بن ابى هبيره مخزومى ، فرزند خواهرش ام هانى رفت و دربارهء قصر الاماره فرمود : اين قصر هلاكت و رنج است مرا در آن فرود مياريد .
صفّين : فرازى حسّاس
فرا روى امام عليه السلام هر لحظه گردنهاى صعب العبور نمايان مىشد ، و آن كس كه مىخواست عدالت را بر پاى دارد و احكام الهى را جارى سازد ناگزير مىبايست آنها را در نوردد .
معاوية بن ابى سفيان رهبر مرتدان جاهلى مَنش تمام كينه ورزان به اسلام و انتقامجويان و تفالههاى دوران گذشته را عليه امام بسيج كرد و تمام كسانى كه چشم طمع به حكومت اسلامى داشتند و نيز زر دوستان پولدار به آنان پيوستند . معاويه مقر خود را در شام قرار داده بود . وى پس از مرگ برادرش ، يزيد بن
هامش
( 1 ) - نهج البلاغة ، نامهء 50 .