پاييد كه تو آنچه را كه دارى از دست خواهى داد و به سوى پروردگارت مىروى و او تو را از آنچه كردهاى ، مىپرسد و « پروردگارت نسبت به بندگان ، ستمگر نيست » .
آنگاه خزيمة بن ثابت از جا برخاست و گفت : اى مردم ! آيا نمىدانيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله گواهى مرا به تنهايى پذيرفت و ديگرى را براى دادن گواهى در كنار من قرار نداد ؟
گفتند : چرا مىدانيم . گفت : پس گواهى مىدهم از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود :
« اهل بيت من حق و باطل را از هم جدا مىسازند و اينانند پيشوايانى كه بديشان اقتدا مىشود » . من آنچه را كه مىدانستم ، گفتم و جز رساندن پيغام مسؤليتى ديگرى نداشتم .
سپس ابوالهيثم فرزند تيهان از جا برخاست و گفت : من نيز گواهى مىدهم كه پيامبر صلى الله عليه و آله على را در روز غدير خم بلند كرد . انصار گفتند : پيامبر ، على را جز براى خلافت تعيين نكرد و برخى ديگر نيز گفتند : على را معرفى نكرد مگر براى آنكه مردم بدانند كه او مولاى كسى است كه رسول خدا ( ص ) مولاى اوست . بحث و گفتگو در اين باره بسيار شد . پس ما برخى از افراد خود را به سوى رسول خدا صلى الله عليه و آله روانه كرديم تا از وى در اين باره پرسش كنند . پيامبر به آنان پاسخ داد : بديشان بگوييد :
« على پس از من ، راهبر مؤمنان و خيرخواهترين مردم براى امّت من است . من بدانچه نزدم بود گواهى دادم پس هركس خواهد ، ايمان آورد و هركس خواهد ناسپاسى ورزد و همانا ديدار ما روز قيامت خواهد بود » .
سپس سهل بن حنيف برخاست . نخست حمد و ثناى خداوند را آغاز كرد و بر پيامبر صلى الله عليه و آله درود فرستاد و آنگاه گفت : اى جماعت قريش ! گواه باشيد من شهادت مىدهم كه رسول خدا را درهمين مكان يعنى روضه ديدم درحالى كه
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 136
مساهمون: شريعت
ص١٣٦