به خداوند توبه كنيد كه او توبه پذير و مهربان است و درحالى كه پشت كردهايد از او مگريزيد و روى برمگردانيد » .
امام صادق عليه السلام فرمود : ابوبكر بر فراز منبر خاموش نشسته بود و حرفى براى گفتن نمىيافت . عاقبت گفت : « من خلافت شما را برعهده گرفتهام حال آنكه بهترين شما نيستم مرا واگذاريد مرا واگذاريد » « 1 » پس عمر بن خطاب گفت : از منبر بيا پايين ، اى فرومايه !
ارزيابى امام از شيخين
امام على عليه السلام در روزگار خلافت شيخين ( ابوبكر و عمر ) چگونه زيست ؟ و چگونه با آنان برخورد كرد ؟
آنحضرت با شكيبايى تمام ، تا آنجا كه توانست درجهت اصلاح اوضاع كوشيد و به پرورش نسلى از انقلابيون مكتبى كمر بست و براى رويارويى با
هامش
( 1 ) - حديث انصراف ابوبكر از خلافت با اين لفظ در الصواعق المحرقه ص 30 ، و در الامامة والسياسة ص 20 آمده است . « همچنين پس از آنكه حضرت زهرا ( س ) در گفتگويى به وى اظهار داشت كه : به خدا سوگند در هر نمازى كه به جاى مىآورم بر تو نفرين مىكنم . ابوبكر درحالى كه مىگريست از خانه فاطمه بيرون آمد . مردم به سوى او آمدند و ابوبكر به ايشان گفت : هركس از شما شب را درحالى كه همسر خويش را در آغوش گرفته و از اهل خويش مسرور است به سر مىآورد . اينك مرا با مصيبت خودم رها كنيد من نيازى به بيعت شما ندارم و بيعت مرا فسخ كنيد . »
مؤلف مجمع الزوائد در ج 5 ، ص 183 اين روايت را به نقل از طبرانى در كتاب الاوسط با اين لفظ نقل كرده است : « ابوبكر فرداى روزى كه با وى بيعت شد برخاست و براى مردم خطبهاى ايراد كرد و گفت : اى مردم ! من راى خود را از شما بازپس مىگيرم چراكه من بهترين شما نيستم . شما نيز با بهترينتان بيعت كنيد . »
ابن ابى الحديد اين روايت را در شرح نهج البلاغه ج 1 ، ص 56 نقل كرده و گفته است : « روايتها در اين باره مختلف است . »