تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
بست مگر در خانهء على را . « 1 » و نيز على را به همسرى دخترش فاطمه برگزيد و او را به ديگر خواستگارانش نداد . و نيز آن‌حضرت صلى الله عليه و آله دربارهء على فرمود : « من شهر علم هستم و على درِ آن است پس هركس خواهان حكمت است
هامش
( 1 ) - حديث « سدّ الابواب » در بحار الانوار ج 39 ، ص 19 - 34 نقل شده است و نيز در الاحقاق ج 5 ، ص 540 - 586 به نقل از ترمذى ج 13 ، ص 173 ( طبع الصاوى در مصر ) و يا ج 5 ، ص 305 به شماره 3815 ( طبع الاعتماد ) از نسايى در خصايص ص 13 و 14 و از حافظ ابونعيم اصفهانى در حلية الاولياء ج 4 ، ص 153 و از ابن كثير دمشقى در البداية والنهاية ج 7 ، ص 338 و ابن حنبل در مسند ج 4 ، ص 369 و از حاكم در مستدرك ج 3 ، ص 125 آمده است . همچنين علّامه امينى در كتاب خود موسوم به تدبر بحثى روشن و نظرى صحيح دربارهء حديث سد الابواب ارائه داده كه خوانندگان مىتوانند به ج 3 ، ص 202 و مابعد آن رجوع فرمايند . از جمله نكات شايان ذكر آن است كه ترمذى در ج 5 ، ص 278 به اسناد خود از عروة از عايشه نقل كرده است كه گفت : پيامبر صلى الله عليه و آله به بستن درِ خانه‌ها جز خانهء ابوبكر فرمان داد » . بخارى نيز در ج 5 ، ص 5 اين حديث را چنين نقل كرده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « در مسجد درى نماند جز آنكه بسته شود مگر درِ خانه ابوبكر » . امّا در واقع اينان دقت نكرده‌اند كه پيامبر فقط به خاطر دوستى و خويشاوندى با على عليه السلام در خانهء آن‌حضرت را مسدود نكرد بلكه اين فرمان به خاطر وجود حكمى شرعى بوده است . بنابراين حكم هيچ كس اجازه نداشته به حالت جنب در مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله گام گذارد مگر كسى كه به نص آيه تطهير پاك و طاهر باشد . از اين رو پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود : « اى على براى هيچ كس جز من و تو روا نيست كه در اين مسجد جنب شود » . اين روايت را ترمذى در ج 5 ، ص 303 ، تحت رقم 3811 و بيهقى در سنن ج 7 ، ص 65 و خطيب تبريزى در مشكاة المصابيح ص 564 و عسقلانى در تهذيب ج 9 ، ص 387 و بسيارى كسان ديگر كه نامشان در حاشيه الاحقاق آمده است ، ضبط كرده‌اند . امّا حديث « أنا مدينة العلم وعلى بابها » در بحار الانوار ، ج 40 ، ص 200 - 207 و نيز در ذيل الاحقاق ج 5 ، ص 469 - 515 ، به نقل از كتب روايى اهل سنّت از جمله مستدرك ج 3 ، ص 126 و 127 ، تاريخ بغداد ج 2 ، 3771 ، انساب سمعانى 11892 و تاريخ الخلفاء ص 66 ذكر شده است .