سخن اوست كه مىفرمود :
« اين شخص - يعنى على عليه السلام - امير مؤمنان و كشندهء قاسطان است » .
از خدا بترس و خودت را درياب پيش از آنكه فرصت از دست رود . و روحت را از چيزى كه موجب هلاكت آن مىشود ، برهان و كار را به كسى بازگردان كه از تو بدان سزاوارتر است و در غصب اين منصب بيش از اين ادامه مده و بازگرد كه تو اكنون نيز مىتوانى از اين راه بازگردى .
من در حق تو نصيحتهايى بىشائبه كردم و تو را به راه رهايى ، دلالت نمودم پس تو هم ياور مجرمان مباش .
آنگاه عمار ياسر به پا خاست و گفت : اى جماعت قريش و اى مسلمانان ! اگر مىدانيد ( كه هيچ ) و گرنه بدانيد كه خاندان پيامبرتان به خلافت سزاوارتر و به ميراثش شايستهترند . آنان نسبت به انجام امور دينى استوارتر و بر مؤمنان ايمنتر و در حفاظت از دين پيامبر صلى الله عليه و آله از ديگران كوشاتر و به حال امّت او خيرخواهترند . پس به يار خود ( ابوبكر ) فرمان دهيد تا حق را به صاحبانش بازگرداند پيش از آنكه سامان شما آشفته شود و كارتان به ضعف گرايد و دشمن بر شما چيره آيد و پراكندگيتان اشكار شود و فتنههاى بزرگ شما را در خود فرو گيرد و در آنچه ميانتان است به اختلاف افتيد و دشمنانتان در نابوديى شما طمع ورزند .
شما خود نيك مىدانيد كه بنى هاشم به كار خلافت از شما سزاوارترند و از ميان آنان على عليه السلام بنا بر پيمانى كه خدا و پيامبرش از شما گرفتند ، راهبر و ولىّ شماست .
شما خود اين تفاوت آشكار را لحظه به لحظه مشاهده مىكرديد كه چگونه رسول خدا صلى الله عليه و آله تمام دربهاى خانههاى شما را كه به مسجد باز گشوده مىشد ،
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 133
مساهمون: شريعت
ص١٣٣