تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب (ع) (فارسى) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
و درخشانى در خصوص مشروعيت جنگ با بنى اميّه ارائه دادند . عمّار بن ياسر گفت : اى اميرمؤمنان ! اگر نمىتوانى حتى يك روز هم بمانى ما را آماده ساز پيش از شعله‌ور شدن آتش آن فاسقان و اجتماع رأى آنان بر شكاف و تفرقه ، و ايشان را به رستگارى و هدايت فرا بخوان . اگر پذيرفتند كه نيكبخت شدند و اگر جز جنگ با ما را نخواستند پس به خدا سوگند ريختن خون ايشان و تلاش در مبارزه با آنان نزديكى به خدا و كرامتى از سوى اوست . « 1 » عدى بن حاتم نيز از زمينه‌هاى قبلى بنى اميّه در جنگ عليه امام سخن راند و گفت : اگر اين جماعت خدا را مىخواستند و براى خدا كار مىكردند با ما مخالفت نمىكردند . امّا اين قوم براى فرار از رهبرى و عشق به برتر دانستن خود از مردم و بُخل و تنگ نظرى در حكومت خويش و ناخوش داشتن جدايى از دنيايى كه در دستشان است و به خاطر خشمى كه در دلهايشان دارند و كينه‌اى كه در سينه‌هايشان موج مىزند ، آن هم به خاطر حوادثى كه تو اى اميرمؤمنان در سالهاى گذشته براى آنان آفريدى و پدران و برادرانشان را از پاى در آوردى ، به مخالفت با ما برخاستند . آنگاه عدى روى به مردم كرد و گفت : معاويه چگونه مىتواند با على بيعت كند . زيرا على ، برادرش حنظله ، و دايىاش وليد و جدش عتبه را در يك جنگ كشت . « 2 » اين يار بزرگوار امام سرشت اين جنگ را در چند كلمه خلاصه كرد .
هامش
( 1 ) - في رحاب أئمّة اهل البيت ، ص 88 . ( 2 ) - في رحاب أئمّة اهل البيت ، ص 88 .