بنيان گذارد و حكومت را به يك شركت سهامى كه سهامدارانش آزاد شدگان و پسر خواندگان و مترفان بودند ، تبديل كرد .
بدين ترتيب مدّت زمانى ميان معاويه و امام عليه السلام نامههايى رد و بدل شد و مصلحان تلاشهاى پراكندهاى كردند تا شايد معاويه را از ريختن خون مسلمانان باز دارند ، امّا موفق نشدند . در آخرين نامهاى كه امام پيش از آنكه تصميم نهايى خود را براى جنگ با معاويه اعلام كند ، براى او فرستاد ، نوشت :
« و من شما را به قرآن و سنّت پيامبر و جلوگيرى از ريخته شدن خون اين امّت فرا مىخوانم . پس اگر پذيرفتيد به هدايت دست يافتهايد و اگر نپذيرفتيدبدانيد كه جز تفرقه امّت ثمرى در كار شما نخواهد بود وشكستن وحدت اين امّت دورى شما از خداوند را بيشتر خواهد كرد . و السلام » .
معاويه در پاسخ به نامه آنحضرت اين بيت را نوشت :
« ميان من و قيس عتابى در كار نيست مگر زدن نيزه به پهلوها و قطع كردن سرها » . « 1 » اين جواب در واقع به منزله اعلان جنگ از سوى معاويه به امام بود . در پى اين پاسخ امام عليه السلام به كارگزارانش در چهار گوشهء مملكت اسلامى نامههايى نوشت و آنان را به جنگ دعوت كرد . همچنين خود به آماده سازى توانائيهاى نظامى سپاه كوفه پرداخت و با سخنرانيهاى حماسى و آتشين روح جنگاورى را در كالبد آنان مىدميد . امام حسن و امام حسين عليهما السلام واصحاب رسول خدا و طبعاً جنگجويان بدر واصحاب بيعت
هامش
( 1 ) - في رحاب أئمة اهل البيت ، ص 90 .