تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب (ع) (فارسى) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
آنند بكشم و همينطور آن خانهء ديگر را . گروهى از جنايتكاران از جمله مروان بن حكم و عبداللَّه بن زبير به عايشه پناه برده بودند . امّا امام از كشتن آنان چشم پوشيد . يكى از مردان قبيله ازد در حالى كه به صفيه اشاره مىكرد ، به امام گفت : به خدا سوگند اين زن نبايد با ما چنين درشتى كند . امام در خشم شد و فرمود : « خاموش ! نه حرمتى را بدر و نه داخل خانه‌اى شو و زنى را به آزار مگير اگر چه ناموس شما را ناسزا گويند و فرمانروايان و شايستگانتان را سبكسر بخوانند كه ضعيف و ناتوانند ما پيش از اين به خويشتن دارى در برابر آنان دعوت شده بوديم با آنكه آن زنان مشرك بودند » . « 1 » بدين سان على عليه السلام به يارانش آموخت كه چگونه با نرمى با دشمنانشان رفتار كنند با آنكه رودهايى از خون در ميان آنان جارى شده بود ، آنگاه امام به بيت المال رفت و آنچه در آن بود به يكسان ميان سربازانش تقسيم كرد و به هر يك از آنان پانصد درهم داد و خود نيز همچون يكى از آنها پانصد درهم برداشت . آنگاه عايشه را با مركب و توشهء كافى مجهز كرد و به سوى مدينه رهسپارش نمود . امام چهل زن معروف بصرى را براى همراهى عايشه انتخاب كرد و آنان را همراه محمّد برادر عايشه كه يكى از نزديكترين ياران على عليه السلام بود ، به مدينه فرستاد . آنگاه ابن عبّاس را به جانشينى خود در بصره گماشت و عهدنامه‌اى براى او نوشت و در آن فرمود : راغبان ايشان را با عدالت و انصاف و احسان بر آنان راضى نگه دار
هامش
( 1 ) - في رحاب أئمة اهل البيت ، ص 55 .