و من با اعتماد به شما ، پس از تكيه بر خدا ، براى فداكاريهايى كه در قبال نقض پيمان طلحه و زبير و سرپيچى ايشان از من و گرايش آنان به عايشه براى ايجاد فتنه و آشوب از خود نشان داديد به سويتان روانه گشتم » . « 1 »
اعراب كوفى در دورههاى بعد همچنان محبّت و گرايش خود را به خاندان پيامبر از دست ندادند و خط مبارزاتى آنان عليه امويّون را ادامه دادند تا آنكه سرانجام خداوند طومار عمر حكومت بنى اميّه را در روزگار خلافت آل عبّاس در هم پيچيد .
هنگامى كه امام سپاه خود را بسيج كرد همراه با آنان عازم بصره شد و بدان شهر گام نهاد . آنحضرت در بصره خطبهاى مهم ايراد كرد و در آن به تبيين مشروعيّت نبرد با ناكثان ( پيمان شكنان ) پرداخت . على عليه السلام در اين سخنرانى استراتژى خود را در اين جنگ مطرح كرد و فرمود :
« بندگان خدا ! به پا خيزيد براى جنگ با اين مردمان با سينههايى ستبر در جنگ . چون ايشان بيعت مرا شكستند و كارگزارم ابن حنيف را پس از كتكبسيار ورنج وآزار سخت از بصره بيرون كردند وسبابجه را كشتند و حكيم بن جبله عبدى را كشتند و نيز مردان شايستهء ديگر را از پاى در آوردند سپس در پى تعقيب دوستداران من بر آمدند و آنان را در پناه هر ديوار و زير هر سقفى كه ديدند ، گرفتند و پس از چند روز گردن زدند .
ايشان را چه شده است . خداوند بكشتشان به كجا مىروند ؟ به سوى آنان به پا خيزيد و بر آنان سخت گيريد و بر آنان حمله كنيد در حالى كه بردبار
هامش
( 1 ) - في رحاب أئمّة اهل البيت ، ص 35 .