پى ريزى مىكرد و ثروتهاى هنگفت را روىهم مىانباشت و بر منفعت طلبان حاتم بخشىها مىنمود از اين قانون مستثنى بودند . هنگامى هم كه از عمر در اين باره سؤال مىشد ، چشم پوشى خود را با اين عبارت توجيه مىكرد كه معاويه سمبُل عزّت و سرفرازى اسلام است ! !
البته گمان مبريد كه عمر مى توانست بدون پرداخت بهايى سنگين در مقابل اقدامات معاويه قد برافرازد . او حتّى به خاطر برخى از فشارها و تنگناهايى كه بر حزب اموى آن هم در پايتخت و نه در شام قرار داده بود ، جان خود را از كف داد .
با اين وصف معاويه مىپنداشت كه مىتواند همچنان در زمان خلافت على عليه السلام هم بر شام حكم براند و چيزى هم جز فرمان امام مبنى بر عزل او و انتصاب ديگرى به جاى وى ، او را بيمناك نكرد ! ! امام بيش از هر كس ديگر به ماهيّت معاويه آگاه بود و حركت امام براى جنگ با معاويه به معناى پيروزى حتمى آنحضرت بر او نبود . زيرا سپاه معاويه كه زير پرچم جاهليّت گرد آمده بودند با سپاه آنحضرت كه بيشتر آنان هنوز در گيرودار هواهاى نفسانى خود به سر مىبردند و همگى خالصانه در خدمت آن امام نبودند ، با وجود اندك ياران مؤمن و مخلص ، بسيار تفاوت داشت .
امام خود در چند جا به اين نكته تصريح كرده است . از جمله يك بار به افراد خود فرمود :
« اى كاش معاويه سپاهش را با سپاه من عوض مى كرد مانند عوض
هدايتگران راه نور ، زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب (ع) (فارسى) — صفحة 124
مساهمون: شريعت
ص١٢٤