بود با او تجديد ميثاق كنند . عايشه نيز بر استرى سياه و سفيد سوار بود و از بنىاميّه خواست كه بيرون شوند . آنان نيز به طرف صفوف شكوهمند تشييع كنندگان مهاجر و انصار ، بنى هاشم و ديگر مردم مؤمن مدينه آمدند . عايشه فرياد زد : پروردگارا ! جنگ بهتر از آرامش است . آيا عثمان در جايى دور از مدينه به خاك سپرده شود و حسن در كنار جدش ؟ !
سپس در ميان بنى هاشم فرياد زد : فرزندتان را دور كنيد و او را از اينجا ببريد كه شما قومى دشمن و مخالفيد ! اگر امام حسن به برادرش امام حسين وصيّت نكرده بود كه در تشييع جنازهاش اجازه خونريزى ندهد و اگر حسين در ميان آنان بانگ نداده بود كه « اى بنى هاشم شما را به خدا كه وصيّت برادرم را پايمال مكنيد او را به سوى بقيع بريد كه خود او گفت : اگر مرا از به خاك سپارى در كنار جدّم بازداشتند ، با كسى نستيزيد و مرا در بقيع ، در كنار مادرم ، دفن كنيد » ، بنى هاشم زمين را از لوث وجود بنى اميّه پاك مىكردند . جسارت بنىاميّه تا آنجا بالا گرفت كه حتّى پيش از باز گرداندن جنازه به سوى بقيع ، اقدام به تير باران جسد كردند به طورى كه هفتاد تير فقط بر پيكر پاك آنحضرت فرو رفته بود .
تشييع كنندگان ، پيكر امام حسن عليه السلام را به سوى بقيع بردند و در ميان جمعيّت انبوه مردم او را در مكانى كه هم اكنون زيارتگاه آنحضرت است ، به خاك سپردند .
سبط اكبر رسول خدا اينچنين پاك و مظلوم زيست و اينچنين حقّ او را پايمال كردند . و اينچنين مظلومانه به شهادت رسيد .
درود خدا بر او باد تا زمانى كه شب و روز پاينده است .
هدايتگران راه نور ، زندگانى كريم اهل بيت حضرت حسن بن علي (ع) (فارسى) — صفحة 74
مساهمون: شريعت
ص٧٤