تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگانى كريم اهل بيت حضرت حسن بن علي (ع) (فارسى) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
پادشاه روم آن زهر كشنده را براى معاويه فرستاد و معاويه نيز آن را به وسيله جعده ، همسر خيانتكار امام حسن عليه السلام ، كه به خاندانى بد كار انتساب داشت ، « 1 » به آن‌حضرت نوشانيد . چهل يا شصت روز از نوشيدن زهر گذشت وقتى آن‌حضرت تمام بوصاياى خود را به برادرش امام حسين باز گفت و دانست كه مرگش فرا رسيده است ، با خداوند به راز و نياز پرداخت و گفت : « بار خدايا من خود را در بارگاه تو مىپندارم . اين گرانترين حالت بر من است كه تا كنون بمانند آن دچار نيامده‌ام . خداوندا مرگم را با من مأنوس گردان و تنهايىام را در آرامگاهم با من انس ده . شربت‌او ( معاويه ) در من اثر گذاشت به خدا سوگند او به وعده‌اى كه داده بود وفا نكرد و آنچه را كه گفته بود ، راست نبود » . آنگاه تا هنگام پيوستن به « رفيق اعلى » آياتى از قرآن مجيد را زمزمه كرد .

تشييع پيكر پاك آن‌حضرت

مدينه منوره براى تشييع جنازهء فرزند دختر گرامى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، كسى كه از هيچ اقدامى در جهت مصالح آنان فرو گذار نكرد ، به پاخاست . تشييع كنندگان پيكر پاك آن‌حضرت را بر دوش گرفتند و او را به حرم نبوى مىبردند تا اورا در آنجا به خاك سپارند يا بنابر وصيّتى كه امام كرده
هامش
( 1 ) - پدر جعده در قتل اميرمؤمنان و برادرش در قتل امام حسين مشاركت داشتند .