سياست امام و حكومت معاويه
امام حسن مجتبى عليه السلام بدين سان رهبرى جناح سياسى نيرومندى را بر ضدّ معاويه به عهده گرفت . آنحضرت پيروانش را در هر گوشه و كنارى رهبرى مىكرد و صفوف آنان را نظم مىبخشيد و استعدادهايشان را بارور مىساخت و در برابر ستيزهگريها و فريبهاى معاويه ، از آن دفاع مىكرد .
همچنين در همان زمان ، آنحضرت به نشر فرهنگ اسلامى در سر تا سر مملكت اسلامى ، از طريق نامه يا گروهى از شاگردان برجستهاش كه خود امور مادى و معنوى آنان را بر عهده گرفته بود و آنان را به اين سوى و آن سوى مىفرستاد و يا از طريق خطبههايى كه در ايام حج و غير آن ايراد مىكرد ، همّت مىگمارد . از اين راه جريان فرهنگى اصيل امت را رهبرى ميكرد . از همين جاست كه مىتوان پىبرد كه چرا آنحضرت مدينهء منوره را به عنوان وطن دائِمِ خود برگزيد ، زيرا در آن شهر گروهى از انصار و نيز كسان ديگرى بودند كه امام مىتوانست با ارشاد و راهنمايى آنان ، راهى براى هدايت امّت بگشايد ، چرا كه انصار و فرزندان آنان از نظر فكرى ، مقتداى مسلمانان به شمار مىرفتند . بنابر اين هر كس كه به رهبرى انصار دست مىيافت مىتوانست عملًا رهبرى امّت را به دست گيرد .
شهادت فرجامى شايسته
سياست خردمندانه امام حسن عليه السلام و جايگاه والاى او در ميان امّت ، معاويه را واداشت تا در قدرت خويش نسبت به مخالفت با آنحضرت