به عنوان رهبر آنان برگزيده شد .
امّا اندكى بعد طوفانهاى سياه وزيدن گرفتند و چنان كه امام حسين عليه السلام خود بيان مىكند ، هواداران و يارانش خوار مىشوند و بيعتش را زير پا مىنهند وسپاهش زير ترهيب و ترغيب نيروى شام از ميان مىرود .
اضافه بر اين عوامل ، سبب ديگرى هم بود كه حركت تاريخ را دگرگون ساخت و آن پاى بندى ياران امام حسين عليه السلام به حق ، حتّى در سخت ترين وطاقت فرساترين شرايط ، بود . حال آن كه شاميان در مقابل ، از ارتكاب هيچ جنايت و ترور و نيرنگى باك نداشتند .
براى اثبات اين نكته تنها دو ماجرا را نقل خواهيم كرد تا با نگرش بدانها بتوان تفاوتميان حركت وجهتگيرى ميان امامحسين عليه السلام و يزيد و يارانشان را دريافت .
مسلم بن عقيل حاكم مطلق كوفه بود و عبيد اللَّه بن زياد به كوفه آمد تا بلكه اوضاع را به سود بنى اميّه تغيير دهد . يكى از بزرگان كوفه به نام « هانى بن عروه » ، در بستر بيمارى بود . ابن زياد تصميم گرفت به عيادت هانى رود تا شايد بدين وسيله او را با خود همراه كند .
مسلم در خانه هانى بود و هانى كه از آمدن زياد مطلّع شده بود به مسلم دستور داد در نهانگاهى پنهان شود تا چون فرستادهء يزيد و فرماندهء امويّان كوفه به خانهاش آمد ، مسلم از نهانگاه خويش بيرون آيد و گردن ابن زياد را بزند و از شرّ او و يزيد خود را خلاص كند .
ابن زياد به عيادت هانى آمد و هانى لحظه به لحظه در انتظار آن بود كه مسلم از نهانگاه خويش بيرون آيد و كار را يكسره سازد . امّا دقايق
هدايتگران راه نور ، زندگانى سيد الشهداء امام حسين (ع) (فارسى) — صفحة 57
مساهمون: شريعت
ص٥٧