كرده بود ، يعنى همان شمشير بران و پر نيرنگ ، سخن او را پذيرفتند .
معاويه مُرد و يزيد به واليانش طى نامهاى دستور داد كه براى او از مردم بيعت گيرند . نامهء او به مدينه رسيد . در پى اين دستور ، حاكم مدينه از امام حسين بن على عليه السلام خواستار بيعت با يزيد شد . امّا همانطور كه انتظار مىرفت آنحضرت از بيعت با يزيد خوددارى كرد و خانواده و يارانش را جمع آورد و براى علنى كردن قيام و انقلابش به سوى مكّه رهسپار شد . هدف آنحضرت از اين انقلاب ، تنها از ميان بردن يزيد نبود بلكه وى مىخواست ريشهء حزب اموى را از بيخ بر كند و بر تيرگى و ظلمتى كه بر جهان اسلام سايه افكنده بود ، خاتمه بخشد . بى گمان اين قيام به سود امام حسين عليه السلام تمام مىشد .
امام حسين عليه السلام در نظر داشت چند روزى در مكّه مكرّمه اقامت گزيند . مردم به جايگاه والاى آنحضرت در نزد پيامبر صلى الله عليه و آله و نيز به سابقهء درخشان وى در مكتب اسلام و به استوارى گامهاى او در مسايل مربوط به مسلمانان به خوبى آگاه بودند .
يزيد صد مرد مسلّح براى ترور امام حسين عليه السلام به مكّه فرستاد . امام كه از توطئه يزيد آگاه شده بود ، از اقامت در مكه منصرف شد و تصميم گرفت به سمت كوفه حركت كند . چرا ؟ تغيير تصميم آنحضرت منوط بر عواملى بود كه مىتوان در اينجا به طور خلاصه بدانها اشاره كرد :
1 - اگر امام حسين عليه السلام عليه بنى اميّه اعلان جنگ مىداد ، هواداران حكومت در مكّه بسيار بودند و ممكن بود حادثهاى در مكّه اتفاق افتد كه با قداست و حرمت خانهء خدا منافات داشته باشد . از طرفى اگر امام
هدايتگران راه نور ، زندگانى سيد الشهداء امام حسين (ع) (فارسى) — صفحة 54
مساهمون: شريعت
ص٥٤