به خاطر خدا ، نه به خاطر خودش ، خشمگين مىشد و فرمان خدا را اجرا مىكرد اگرچه به زيان خود يا يكى از يارانش تمام مىشد . روزى ياران آنحضرت به وى پيشنهاد كردند از نيروى مشركان ديگر عليه دشمنان مشركش سود جويد امّا آنحضرت پيشنهاد آنان را رد كرد و فرمود : ما از مشركان يارى نمىجوييم . حال آنكه پيامبر در آن هنگام بسيار به كمك آنان نياز داشت .
آنحضرتازشدّت گرسنگى سنگ بر شكم مىبست وهرگاه خوردنى فراهم مىشد ، هرچه مىيافت مىخورد و چيزى را بر نمىگرداند .
خوراكش ساده بود . درحالى كه تكيه داده بود ، غذا نمىخورد . با تهيدستان هم سفره مىشد وبافقرا مجالست مىكرد . دانشمندان را گرامى مىداشت و به هيچ كس جفا نمىكرد .
از فعاليتهاى اجتماعى پيامبر آن بود ، كه از بيمار ، هركس كه بود و به هر نحو ، عيادت مىكرد و به تشييع جنازهء مردگان مىرفت . به تنهايى راه مىرفت . هيچگاه حَشَم وخَدَم براى خود نمىگرفت . هر مركبى كه حاضر بود سوار مىشد ، چه اسب و چه استر و چه الاغ . گاه پابرهنه مىرفت و گاهى با كفش . زمانى ردا دربر مىكرد و گاهى بدون ردا و بدون عمامه و كلاه خارج مىشد ولى وقتى راه مىپيمود به نيرومندى مىرفت نه با ضعف و سستى . به هنگام رفتن ، پاهايش را از زمين مىكند آنچنانكه گويى از فراز به نشيب مىآيد .
بوى خوش رابسيار دوست مىداشت . او صاحب غلامان وكنيزان بود
هدايتگران راه نور ، زندگانى پيامبر گرامى اسلام محمد مصطفى (ص) (فارسى) — صفحة 80
مساهمون: شريعت
ص٨٠