براى احترام و گرامىداشت يارانش ، آنان را به كنيه فرا مىخواند ، و اگر كسى كنيه نداشت ، آنحضرت خود كنيهاى براى او تعيين مىكرد .
در مورد زنان نيز اگر فرزندى داشتند آنها را به نام فرزندانشان مىخواند و گرنه كنيه جديدى براى آنها برمىگزيد . حتى كودكان را نيز با كنيه صدا مىزد .
از ديگران به خشم دور تر و به خشنودى نزديكتر و نسبت به مردم از ديگران دلسوزتر و سودمندتر بود .
هرگاه در مجلسى حاضر مىشد مىفرمود : « خداوندا پاك و منزهى و ستايش تو راست . گواهى دهم كه معبودى جز تو نيست . از تو آمرزش خواهم و به سوى تو بازگشت مىكنم » .
وقتى درميان يارانش حضور مىيافت ، به درستى معلوم نبود كه كدام يك از آنان حضرت محمد صلى الله عليه و آله است . زيرا خود را درميان آنان جاى مىداد ( جاى ويژهاى براى خود تعيين نمىكرد ) . امّا بعداً چون تعداد ملاقات كنندگان حضرت رو به افزايش رفت و واردان در پيش رويش مىپرسيدند كه كداميك از شما محمد هستيد ؟ براى آنحضرت سكّويى گلين درست كردند . با اين وجود آنحضرت بازهم مىفرمود : من بندهاى بيش نيستم .
پيامبر اسلام خداترستر از همه بود . نسبت به خدا از همگان پرواى بيشترى داشت . در شناخت خدا از همه داناتر و در طاعت خداوند از همه
نيرومندتر و در عبادت خدا شكيباتر و محبتش به خدا از ديگران بيشتر
هدايتگران راه نور ، زندگانى پيامبر گرامى اسلام محمد مصطفى (ص) (فارسى) — صفحة 82
مساهمون: شريعت
ص٨٢