و زهدش از همه زيادتر بود . آنقدر به نماز مىايستاد كه كف پاهايش از كثرت نماز شكافته مىشد . وقتى به نماز مىايستاد اشكهايش روان مىشد . از صداى گريه و نالهاش ، زمينى كه روى آن نماز مىخواند مىلرزيد . گاه آنقدر روزه مىگرفت كه گفته مىشد : ديگر افطار نمىكند و گاه نيز روزه نمىگرفت تا جايى كه مىگفتند : او ديگر روزه نمىگيرد .
نظافت بدنش را رعايت مىكرد جامهاش پاكيزه بود . موى سر ومحاسنش را مرتب مىكرد و شانه مىزد . دندانهايش را مسواك مىكرد و بوى خوش به كار مىبرد بطورى كه از دور نيز بوى خوش او را درمىيافتند . شخصى كه با وى همنشينى يا مصافحه كرده بود به نيكى شناخته مىشد زيرا بوى خوش عطر پيامبر از وى نيز به مشام مىرسيد . آنحضرت ، گرسنه را سير مىكرد و برهنه را مىپوشانيد پياده را سوار مىكرد و حاجتمندان را يارى مىداد و بدهى بدهكاران را ادا مىكرد .
او دليرترين مردم بود . تا آن جا كه امام على عليه السلام فرمود : « اگر ما را در روز بدر مشاهده مىكرديد ، مىديديد كه ما به پيامبر ، كه نزديكترين از همهء ما به دشمن بود و با سختى تمام مىجنگيد ، پناه مىبرديم » . و نيز همان حضرت فرموده است : « هنگامى كه شعلهء جنگ برافروخته مىشد و دو گروه دست به كار نبرد مىشدند ما به رسول خدا پناه مىآورديم .
هيچكس از رسول خدا به دشمن نزديكتر نبود » .
او از تمام مردم بخشندهتر و در گفتار راستگوتر و در پناه دادن
وفادارتر بود . خلق و خويش از ديگران ملايمتر و نسبش پاك بود .
هدايتگران راه نور ، زندگانى پيامبر گرامى اسلام محمد مصطفى (ص) (فارسى) — صفحة 83
مساهمون: شريعت
ص٨٣