برخى مدارك را انكار كنند . اسكندر منشى ضمن بحث از حوادث جمادى الثانى 1014 ق . ( اكتبر 1605 م . ) مىنويسد : « چون شايعهء حملهء چغال اوغلو فرماندهء عثمانى به تبريز پراكنده شد ، شاه دستور داد تا پير بوداق براى تحكيم دژ تبريز راهى آنجا شود . اجلاف و اوباش در شهر اغتشاش كرده بودند . سپاهيان نيز به آنان پيوسته بودند . پير بوداق اموال تاجران را غارت كرده ، چند نفر از اوباش را كشته و سر آنان را بر نيزه كرده و در شهر گرداند . پس از اين اغتشاش خاموش شد . » « 1 »
يكى از اشكال تعارضات اجتماعى نگارش عريضهء دستهجمعى به شاه يا ملازمانش بود . در سال 1064 ق . ( 1653 - 1654 م . ) مردم طبقهء پايين تبريز كه از ستم مالياتى عليقلى خان حاكم تبريز و ملازمانش به تنگ آمده بودند ، به شاه عباس دوم شكايت كردند . در اين زمان تبريز تيول عليقلى خان بود . شاه عباس دوم براى رسيدگى به شكايت مردم ، على بيگ و ابراهيم بيگ را به تبريز فرستاد . در نتيجهء بررسى ، « درستى شكايت رعايا و ستم بىحد ستمكاران » آشكار گرديد .
عليقلى خان و برادرزادهاش بيجن سلطان ( معاونش نيز بود ) در دژ الموت زندانى شدند . در نتيجهء شكايت ، پولهايى كه به زور از مردم گرفته شده بود ، به آنها بازگرداندند . « 2 »
يكى ديگر از اشكال مبارزه نبرد مردم تبريز با قشون بيگانه بود . هر بار كه عثمانيان به تبريز حمله مىكردند ، مردم به همراه قزلباشان به نبرد با آنان مىپرداختند ، حتى زمانى كه اعيان محلى با عثمانيان سازش مىنمودند ، مردم طبقهء پايين با آنان مبارزه مىكردند . « 3 »
هامش
( 1 ) . تاريخ عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 695 .
( 2 ) . همان ؛ خلد برين ، ورقهء 232 ؛ تاريخ عباسى ، نسخهء باكو ، ورقهء 206 .
( 3 ) . سيد آقا عون اللهى ، « خارجى اشغالچيلار عليهينه خلقيميزين مبارزه تاريخيندن » ، آذربايجان ژورنالى ، 1972 ، نمرهء 3 ، ص 47 - 58 .