تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله تبريز ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
در شورش عليه تيموريان داشت . حروفيگرى در تبريز ظهور كرد و در ديگر جاها رشد يافت و دوباره در اواسط سدهء پانزدهم ميلادى در تبريز مرحلهء گستردهء ديگرى را آغاز كرد . در اواسط سدهء چهاردهم و پانزدهم ميلادى ايدئولوژى حروفيگرى اتحاد طبقهء صنعتگرى و پايين شهر عليه اعيان بود . اين طريقت از اواخر سدهء پانزدهم ميلادى روح انقلابىاش را از دست داد ، ولى كاملا از اين رده خارج نشد . در طريقت‌هاى نقطويه ، بكتاشيه و قزلباشيه به ريشه‌هايى از تفكر حروفى برمىخوريم . در اوايل سدهء پانزدهم ميلادى اخيگرى « 1 » نقش مهمى در حيات سياسى بازى كرد . در اين دوره ، در اخيگرى تقسيم‌هايى به وجود آمد . مثلا شيخ اخى قصاب كه زمانى در تشكيلات اخىها وارد شده بود ، بعدها تمغاچى شهر شد و وارد طبقهء اعيان گشت . اين انشعاب ، موجب تضعيف اين تشكيلات و در نهايت نابودى آن گرديد . بعدها نمايندگانى از طبقهء پايين ، با نام « فتىها » ، « جوانمردها » و « پهلوانان » مبارزه عليه طبقهء حاكم را پى گرفتند . چون جهانشاه درگذشت ، مردم به رهبرى ساربانقلى از ساكنان محلى دوه‌چى ، براى در اختيار گرفتن شهر شورش كردند . ابو بكر تهرانى در اين‌باره چنين مىنويسد : « ساربانقلى خود را رئيس اراذل نموده ، دسته‌اى از زندانيان و اوباشان را دور خود گرد آورده و به اشغال شهر مشغول شد . » « 2 » منابع ديگر از توضيح بيشتر اين شورش خوددارى كرده‌اند . به گمان قوى شورشيان تحت فرماندهى ساربانقلى ، مدتى ادارهء شهر را در دست گرفتند . آرايش بيگم و شاه ساراى بيگم برادرزادگان جهانشاه ، با سپاه قره‌قويونلو به تبريز يورش آوردند . ساربانقلى در جنگ شكست خورد . خزانهء تبريز را ميان سپاهيان قره‌قويونلو تقسيم كردند . در اين زمان آرايش بيگم در تبريز بر تخت سلطنت نشست . بنا به نوشتهء منابع ، او لوازم مخصوص زنان را با سلاح عوض مىكرد . « 3 » در دورهء پادشاهى اوزون حسن آق‌قويونلو ، پسرش اوغورلو محمد بر ضد پدر قيام كرد . پسر
هامش
يوسف و پانصد نفر از هوادارانشان به دستور جهانشاه در آتش سوزانده شدند . ( نك : احسن التواريخ ، تصحيح عبد الحسين نوايى ، ص 246 ؛ على مير فطرس ، جنبش حروفيه و نهضت پسيخانيان ، تهران ، 1328 ؛ صادق كيا ، همان ، ص 284 - 285 ؛ محمد جواد مشكور ، فتنهء حروفيه در تبريز ، ص 139 - 140 ؛ محمد جواد مشكور ، تاريخ تبريز ، ص 697 . ) ( 1 ) . نك : گوردلفسكى ، مقاله دربارهء جنبش دراويش ، مسكو ، 1927 ؛ حيدروف ، مقالات دربارهء اخىها ، مجلهء آكادمى علوم آذربايجان ، مجلهء علم و حيات ، 1978 ، ش 3 ، ص 28 - 29 . ( 2 ) . تاريخ ديار بكريه ، ج 2 ، ص 434 - 437 ؛ روضات الجنان ، ص 212 . ( 3 ) . تاريخ ديار بكريه ، ص 434 - 437 ؛ احسن التواريخ ، ص 462 .