تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢

صفات ذات و صفات فعل

صفات - از يكديگر - به دو چيز ، ممتازاند : 1 - هرصفت وجودى ، كه در مقابل صفت وجودى ديگرى قرار گيرد ، از [ صفات فعل ] است ، زيرا : صفت ذاتى ، عين ذات او است . و ذاتش چيزى است كه ؛ ضدّى ندارد . صفات فعل ، مانند : رضا ، كه ضدّش سخط است . وحبّ ، كه ضدّش بغض است . لطف ، ضدّش قهر . توفيق ، ضدّش خذلان . ولايت ، ضدّش عداوت . اينها ، از صفات متقابلى است ، كه در عالم وجود ، دو طرف دارد . ( امّا ؛ ) صفتى كه ؛ صفت وجودى ديگر ، روبرويش نيست - و جز نفى محض و ممتنع بالذّات ، در برابرش قرار ندارد - [ صفت ذاتى ] است ، مانند : علم و قدرت و حكمت و عزّت و حيات . 2 - هرصفت كه به [ قدرت و توان ] ، متعلّق باشد - چه از لحاظ وجود ، چه از لحاظ عدم - از [ صفات أفعال ] است . امّا صفتى كه به آن تعلّق نگيرد [ صفت ذاتى ] است . مثلا : جايز است گفته شود كه ؛ او به ثواب دادن و عقاب‌كردن ، توانا است . و به ثواب ندادن و عقاب نكردن ، توانا است . قادر است كه ؛ زنده كند ! و قادر است كه ؛ بميراند ! و رهنمون باشد ! و گمراه كند ! . امّا ؛ جايز نيست گفته شود : قادر است كه ؛ بداند ، يا كه نداند ! . چون ؛ يكى از دو طرف ، [ واجب بالذّات ] است و ديگرى ، ممتنع . و درست‌كنندهء متعلّق توان و قدرت ، همان [ إمكان ] است .