راست گفتى ، اى محمّد ! اينكه گفتى : [ خدا ، واحد است و همانندى برايش نيست ] يعنى چه ؟ مگر ، نه اينست كه ؛ خدا يكى است ، و إنسان ( هم ) يكى ! ؟ نتيجة ؛ وحدانيّتش شبيه وحدانيّت إنسان است ! ؟
گفتم :
خدا ، واحد است و [ أحديّ المعنى ] « 1 » و إنسان ، واحدى است ، [ ثنويّ المعنى ] ، در معنى ، دوگانه است - مانند : جسم و عرض ، يا روح و بدن - فقط ؛ تشبيه ، در معانى و مفاهيم است ، نه چيز ديگر .
يهودى گفت : راست گفتى ، اى محمّد ! . » « 2 »
13 - در حديثى ، إمام رضا عليه السّلام ، كسانى را كه ؛ بجسميّت خدا ، قائلند ! رد كرده است . ( در آن ) ميفرمايد :
« پاك و منزّهى ! ترا نشناختند و به يكتائيت قائل نشدند ! از اينرو ؛ وصفت كردند ! .
پاك و منزّهى ! اگر ( آنها ) ترا ميشناختند ، آنچنان بوصفت ميپرداختند كه ؛ خود ، وصف خويشتن كردى ! .
پاك و منزّهى ! چگونه به خود ، إجازه دادند كه ؛ به ديگرى تشبيهت كنند ! .
بار إلها ! جز به آنچه كه ؛ وصف خويشتن كردهاى ، وصفت نكنم . و ترا ، همانند خلقت نسازم . تو ، به هر خيرى ، شايسته و سزاوارى ! » « 3 »
*
هامش
( 1 ) - [ أحديّ المعنى ] يعنى : قسمتپذير نيست - نه در وجود ! و نه در عقل ! و نه در وهم ! - چنان كه ؛ أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود . توحيد صدوق : 83 و خصال ، جلد 1 : 2 و معانى الأخبار : 5 ( شاهمرادى )
( 2 ) - مجلسى در بحار ، - جلد 3 : 303 - با سند روايت و اندك إختلافى در آغاز حديث ، چنين روايت كرده است :
« أبو الفضل شيبانى ، از أحمد بن مطوّق بن سوار ، از مغيرة بن محمّد بن مهلب ، از عبد الغفّار بن كثير ، از إبراهيم بن حميد ، از أبو هاشم ، از مجاهد آورده كه ؛ إن عبّاس گفت : يك يهودى - بنام نعثل - نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، آمد و گفت : اى محمّد ! ميخواهم از تو ، چيزهائى بپرسم كه مدّتى است در سينهام خلجان دارد ! اگر ؛ تو ، به آن پرسشها جواب دادى ، بدست تو إسلام ، إختيار ميكنم . رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى أبو عمّاره ! سؤال كن .
گفت : اى محمّد ! پروردگارت را براى من توصيف كن ، . . . »
( 3 ) - كافى ، جلد 1 : 100 و توحيد : 113