« و خدا ، خالق هرچيز است . با قياس ، مقايسه نشود ! و بمردم ، شباهتى ندارد ! . از او مكانى خالى نيست ! و او را جائى فرا نگرفته است ! . در دوريش نزديك است ! و در نزديكىاش دور ! . آن ، [ خدا ] ، پروردگار ما است ! . هيچ معبودى جز او نيست .
پس ؛ هركه إرادهء خدا كند و بدين صفت ، او را دوست بدارد ! او ، از موحّدين است . و هركه ؛ به غير اين صفت ، او را دوست بدارد ! خداوند از او بيزار است ! و ما ( هم ) از او بيزاريم ! » « 1 »
8 - إمام موسى بن جعفر عليهما السّلام - درحاليكه ؛ با راهبى نصرانى ، سخن ميگفت - فرمود :
« راستى ؛ خداى تبارك و تعالى ! بزرگتر و أجلّ از اين است كه ؛ به [ دست و پا و حركت و آرامش ! ] ، محدود گردد . يا به كوتاه و بلندى ، توصيف شود . يا دست أوهام بمقام بلندش برسد ! يا به صفتش خردها محيط گردد ! . . » « 2 »
9 - از إمام زين العابدين عليه السّلام ، وارد است كه :
« خدا - بمقتضاى وحى محكمش - توصيف نميگردد . پروردگار ما ، بزرگتر ( و برتر ) از توصيف است .
و آنكه محدود نشود ، چگونه توصيف گردد . و او ، [ بينش و أوهام ] را دريابد ، درحاليكه ؛ او را [ بينش و أوهام ] در نيابند . و او ، دقيق و ذرّهپرور و آگاه است ! » « 3 »
هامش
( 1 ) - تمام حديث ، در فصل سوّم - پاورقى 16 - آمده است . 16
( 2 ) - توحيد : 75 و بحار ، جلد 3 : 300
( 3 ) - تفسير عيّاشى ، جلد 1 : 373 و بحار ، جلد 3 : 308 .
أبصار ، كه در متن حديث است بمعنى [ بينش و أوهام ] ترجمه شد ، چون در كافى ، جلد 1 : 98 از محمّد بن يحيى ، از أحمد بن محمّد بن عيسى ، از إبن أبى نجران ، از عبد اللّه بن سنان روايت است كه ؛ إمام صادق عليه السّلام در آيهء[ لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ ]( أنعام ، آيه 103 ) فرمود :
« إحاطهء وهم ( منظور ) است . آيا بآيهء[ قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ ]( أنعام ، آيه 104 ) نمينگرى ؟ كه بينائى چشمها منظور نيست ؟ ! و در آيهء[ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ ]( أنعام ، آيه 104 ) منظور از [ بصر ] چشم او نيست . و در آيهء[ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها ]( أنعام آيه 104 ) كورى چشمها منظور نيست . همانا مقصود ، إحاطهء وهم است ، چنان كه گفته مىشود : فلانى به شعر ( و أدبيّات ) ، بصير است و فلانى به فقه ( و كلام ) بصير است و فلانى به درهم ( و دينار ) بصير است و فلانى به لباس ، بصير است . خدا ، بزرگتر از اينست كه با چشم ، ديده شود ! . »
دو حديث ديگر اين باب ، در كافى ، جلد 1 : 98 مؤيّد اين حقيقت است .
و أحمد بن محمّد برقى ( در المحاسن ، جلد 1 : 239 ) روايتى ، بسندش از أبو هاشم جعفرى ميآورد كه : « أشعث بن حاتم از حضرت رضا عليه السّلام ، چيزى از توحيد پرسيد ، در پاسخش فرمود :
آيا قرآن نميخوانى ؟
( إظهار نمود ) گفتم : آرى ( ميخوانم )
فرمود : بخوان[ لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ ]( أنعام : 103 )
خواندم .
فرمود : [ أبصار ] چيست ؟
گفتم : بينائى چشم .
فرمود : نه ، فقط [ أوهام ] منظور است . أوهام ، كيفيّتش را درك نميكند و او هرفهمى را درك كند . »
و در مناجات معصومين عليهم السّلام ، كه إبن خالويه - دربارهء ماه شعبان - روايت مىكند ، چنين است ؛ -