« پروردگارشان را ، در وهم ( و خيال ) ، بتصوير نياورند . و صفات و منش آفريدگانرا ، بر او ، جارى نسازند . و به أماكن ، محدودش نكنند ! . و با نظائر و أمثال ، به او إشاره ندارند . » « 1 »
ابتدا ، با اين گفتار : « خدائى كه ؛ براى صفتش حدّ معيّن و محدودى نيست » « 2 » براى خدا ، صفت نامتناهى ، إثبات فرموده ! و از اينرو ؛ [ نفى تعطيل ] صورت گرفته است . آنگاه ؛ صفاتى را كه ناشى از خرد آفريدگان است - مانند : حلول و إقتران - از او ، دور ميسازد .
پس ؛ در آن ، نفى دو مرام [ تعطيل و تشبيه ] و إثبات مذهب سوّمى است .
و اگر ؛ بشگفت آئى ! گفتار [ إبن أبي الحديد ] ، در كتابش - شرح نهج البلاغه ، جلد 1 ، صفحه 24 - شگفتانگيز است ! ميگويد :
« آن ، به توحيد مذهب [ معتزله ] ، صراحت دارد . و عقايد [ أشعرى ] و ديگرانرا - كه ؛ معانى قديم ، إثبات ميكنند - بدور ميريزد » !
ايكاش ! ميدانستم ؛ آن صراحتى كه ؛ در إثبات مذهب معتزله - از نفى و تعطيل - در حديث ، إدّعا شده ، كجا است ؟ گذشته از اين ، آيا ؛ [ نفى تشبيه ] ، با إثبات يكى از دو طرف نقيضش ، ملازم است ؟ . و هرگاه ؛ اين عقيده را به يكسو نهيم ! آيا ؛ عقايد ، منحصر بتعطيل است ! ؟ آيا ؛ إثبات صفت نامحدود و نامتناهى ! براى خدا ، با اين [ صراحت مخفى ! ] متناقض نيست ؟ ! . آيا ؛ [ جارى نكردن فرشتگان ، صفات خلايق را بر خداوندگار ] از وراى نفى و تعطيل ، چيزى آشكار نميسازد ! ؟
2 - در حديث طولانى - كه سندش به إمام رضا عليه السّلام ميرسد و مربوط به زنديقى است كه ؛ بدست آن جناب ، مسلمان شد - زنديق ، از مسائلى پرسيد . از سؤالاتش اين بود :
« مرا از گفتارتان كه ؛ [ خدا ، لطيف و بينا و دانا و حكيم و شنوا است ] آگاه كن ! .
آيا ؛ غير از اين است كه ؛ شنوا ، با گوش ( خود ) شنوا است ؟ و بينا با چشم ( خود ) بينا است ؟ و لطيف ، با كار دو دست ( خويش ) لطيف است ؟ و حكيم ، با صنعتى ( كه از او سرزند ) حكيم است ؟
إمام عليه السّلام فرمود :
البتّه ! [ لطيف ] ، از ما ( مخلوقات ، ) در حدّ ( كار و ) صنعت است ، مگر نديدى كه ؛ فردى چيزى برگيرد و در إتّخاذش ظرافت و باريكبينى به كار برد و گفته مىشود كه ؛ فلانى ، چه اندازه ، ريزهكارى و لطافت ! به كار برده ! .
پس ؛ ( با اينحال ) چگونه ؛ به خالق جليل و بزرگوار ! ، [ لطيف ] گفته نشود ؟ هنگاميكه ؛ آفريدگانى لطيف و جليل ! آفريد ؟ ! . و در حيوان ، روان و أرواحى تركيب نمود ، و هرجنسى را - صورة - متباين از جنسش بيافريد ، كه برخى شبيه برخى نيست . و براى هركدام - در ( مزج و ) تركيب صورتش - از جانب خالق لطيف ذرّهپرور آگاه ! لطف و عنايتى است ! .
آنگاه ؛ درختان و ثمرات پاكيزهء خوراكى و غيرخوراكى آنها را در نظر آورديم و گفتيم كه ؛ خالق ما ، لطيف و ذرّهپرور است ! ، نه مانند ريزهكارى و دقّت مخلوقات او - در كار و صنعتشان ! -
و گفتيم كه ؛ او ، شنوا است ! چونكه ؛ أصوات آفريدگان او ، از عرش تا زمين ! - در خشكى و دريا ، ريز و درشت - بر او ، پنهان نيست ! و زبانشان بر او ، مشتبه نگردد ! . در اينجا گفتيم كه ؛ او ، شنوا است ! [ نه با گوش ! ] .
هامش
( 1 و 2 ) - خطبه ، در فصل سوّم - پاورقى شماره 13 - آمده است .