تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
چونكه ؛ در قرآن - در فاتحه و سوره‌هاى ديگر - بالصّراحه ! تفصيل أسماء و صفات إلهى را نيافتيم ، بر آن شديم كه ؛ از صفات اللّه و أقسام گوناگونش ( شمّه‌اى ) سخن گوئيم و چگونگى إتّصاف ذات را به آن ، بيان كنيم ! بدينقرار : گروهى از مردم ، بر آن شدند كه ؛ مولى سبحانه ! را از هماننديش - بآفريدگان - منزّه بدارند ! درعين حال ، جز اينكه ؛ او را در ممكنات ، تعقّل كنند ، صورت صحيح و درستى تصوّر ننمودند ! نتيجة ؛ بمرام [ تعطيل و نفى صفات از ذات أقدس إلهى ! ] گرايش پيدا نمودند ! ( و ناخودآگاه ! ) در اين ( ورطهء خطرناك ! ) افتادند . اين دسته را [ معتزله ] مينامند . گروه ديگر ، بر آن شدند كه ؛ ذات پروردگار را به صفات أعلى ! و أسماء حسنايش ! توصيف كنند . و ( اين دسته نيز ) به غير اينكه ؛ او را در ممكنات تعقّل كنند ، بتوصيف درستى رهنمون نشدند ! و برايش صفات زائد بر ذات ، إثبات كردند ! و نتيجة ؛ در مرام [ تشبيه بآفريدگان ] واقع شدند ! و اين دسته را [ أشاعره ] مينامند . و بيشتر مردم ، يا بدستهء أوّل ، پيوستند ! يا بدستهء دوّم ! . البتّه ؛ مذهب سوّمى ( نيز ) موجود است كه ؛ نه اين است و نه آن ! ، بلكه ؛ أمرى است بين آن دو . و بجا است كه به آن گفته شود : [ إثبات بىشبيه ] . به اين معنى كه ؛ مولى سبحانه ! بأسماء و صفات - با إختلاف و كثرت مفاهيم و تفاصيلش - آنچنان توصيف گردد كه زائد بر ذات او نباشد ! و جزئيّت و إقتران ( هم ، ) برايش منظور نشود تا اينكه ؛ تركيب و تأليف ، لازم آيد ! بلكه ؛ بإعتبار [ أحديّت معنى در ذات و صفات ] ، توصيف گردد . كتاب عظيم خدا ، بهر دو جهت - تعطيل و تشبيه - نظر ميدهد . از سوئى ، مولى را با عبارتى نظير بيان زير ، ميستايد : « همانندش ، چيزى نيست ! و او ، شنوا و بينا است . » « 1 » - كه ؛ إشاره به نفى تعطيل است - و از سوى ديگر ؛ از او ، هرگونه صفت را دور ميسازد ، مانند : « پروردگار تو ، [ ربّ العزّة ! ] - از آنچه توصيف كنند - پاك و منزّه است ! » « 2 » كه ؛ إشاره به نفى و بطلان تشبيه است . به اين سه مذهب و روش ، أحاديث فراوانى ، تصريح دارند . از آنها : 1 - در حديثى از هشام ، وارد است كه ؛ إمام صادق عليه السّلام فرمود : « و از إثبات اين مطلب ، چاره‌اى نيست كه صانع و خالق أشياء را بايستى از دو جهت مذموم ، بر كنار بدانى : يكى [ نفى ] ، آنگاه كه نفى ، همان إبطال و عدم باشد .
هامش
( 1 ) -« لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ »شورى ، آيه 11 ( 2 ) -« سُبْحانَ رَبِّكَ ، رَبِّ الْعِزَّةِ ، عَمَّا يَصِفُونَ »صافّات ، آيه 180