تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
« آرزوها ، نيرنگ و أباطيل أحمقان است ! » « 1 » و « آرزو ، مرگ و مير را از ياد ( إنسان ) ميبرد ! » « 2 » و « آرزو ، حجاب مرگ است ! » « 3 » اين عيب و زشتى ، كه منشأ شرور ! و سرآغاز عيوب ! و ريشهء أمراض روانى است ، از غرور و جهل و نسيان ، ناشى ميگردد . و آن را [ ياد بندگى ، و روىآورى بجانب حق سبحانه ! ] درمان كند ! و تأمّل و دقّت ، در نكات زير ، دل ( إنسان ) را از آن پاك سازد . در اينكه : آفريدگان ، بندگانىاند كه ؛ پروردگار جهانيان ، رشد و پرورش آنها را عهده‌دار است . و در دنيا برايشان [ سررسيد مقدّرى ] است ! كه آرزوها در آن ، درو گردد ! و خواهانى و مطلوب هرجوينده‌اى - به آن أجل - منقطع شود ! و دستاويز و وسيلهء هرهدف و مقصد خاصّى ، إنفصال پذيرد ! و وراى آنها روز [ مشهود ] است كه ؛ آفريدگان بجزاى خويش برسند ! . پروردگارشان ، رفتار و كردار آنها را - حسرت‌انگيز و اندوهبار ! - به آنها نشان دهد . و همگان ، در دنيا و آخرت ، در قبضهء وىاند ! . آنگاه ؛ با ياد مولى ! و إيمان بربوبيّت او ! و تصديق بندگى ! و إذعان بروز جزا ، و إعتقاد بملوكيّت مطلق و قيّوميّت أبدى ! و إنتظار روز حساب - كه تمام از فاتحهء شريف ، إستفاده ميگردد - سينه و دل از [ هول مطّلع ] ، پر مىشود ! و به آن ، دلها ، هراسان و لرزان ! و از هرگونه آرزو ، بر كنار ميگردد ! . چنان كه ؛ طول آمال ! و دلبستگى به آن ، ناشى از جهل و غفلت از معارف و معانى عقايد موردنظر است كه ؛ در اين سوره ، منتشر شده ! و إشارهء أمير المؤمنين عليه السّلام ، به اين نكته است ، كه فرمود : « و اگر ؛ آرزو نبود ، إنسان ، به آنچه در وجود خويش است ، عالم و دانا ميشد ! . و اگر ؛ به آنچه در وجود خويش است عالم و دانا ميشد ، از هول و ترس ، ناگهان ، سكته ميكرد و ميمرد ! . » « 4 » بواسطهء اين مطالب ، وجه نامگذارى اين سورهء شريف ، به [ كافية ، شفاء ، و أساس ] فهميده مىشود . چنان كه ؛ از إبن عبّاس ، وارد است : « براى هرچيزى أساسى است . ( تا اينكه ميگويد : ) و أساس قرآن ، فاتحه مىباشد . و أساس فاتحه ،
[ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ]
است » « 5 » و آن ، - چنان كه شنيدى - براى هرمرض جسمى و روحى ، شفا است . و در أثر جامعيّتش ، از ما سواى خود ، كفايت مىكند ! چنان كه ؛ از پيامبر أكرم صلّى اللّه عليه و آله ، بازگو شده كه : « أمّ القرآن ، بجاى ديگران ( و ديگر چيزها ) است . و آنها ، جاى او را نميگيرند . » « 6 » و آن ، أساس معارف إلهى و عقايد مذهبى است . و أصول إيمان و إسلام است . چيزهاى ديگر بر آن استوار است ! و او ، مبتنى بر چيز ديگر نيست ! .

خلاصه :

فاتحهء شريف ، از آنرو كه ؛ از نواحى گوناگون ، داراى جامعيّت است ! و معانى بزرگ و مهمّ ! و معالم دينى
هامش
( 1 و 2 و 3 ) - غرر الحكم : 18 و 21 و 23 ( 4 ) - سفينة البحار ، جلد 1 : 17 ( 5 ) - مجمع البيان ، جلد 1 : 17 ( 6 ) - مجمع البيان ، جلد 1 : 17