مىشود ! بنحويكه ؛ هرچه إعتدال عضوى از بدن ، زياد گرديد ! و سلامتى و صلاح در آن ظاهر شد ، توجّه روح به آن زياد ميگردد ! و بينشان [ حبّ و علاقه ] شدّت مييابد و به آخرين درجه ميرسد ! . و با كمال سلامتى و صلاح ، حبّ و علاقه - نيز - كامل مىشود . آنگاه كه ناخوشى ، رو بافزايش است ، پائين رفتن و تنزّلش مانند همان است ، تا اينكه ؛ بجدائى و إنفصال ، بينجامد ! و روح ، از آن عضو تباه ! روى بگرداند ! و راضى بجدائى و إنفصال گردد ! .
همچنانكه بين روح و بدن ، چنين رابطهاى برقرار است ، بدينگونه ؛ حبّ و علاقه ، بين قلوب و أرواح ، و بين خالقشان [ و آنكه برايش آفريده گشتهاند ] موجود است .
محبّت و علاقه - منحصرا - بدرجات صلاح و سلامت قلوب ، إختلاف دارد . و دائر مدار نور انيّت و إعتدال ! و حيات قلوب است ! - بر أساس آنچه برايش آفريده گشتهاند ! و به آن مكلّفند ! . -
سلامت قلب ( و روان ) ، جز بعلم و توحيد و معرفت و ذكر و موعظه و ترك شهوات ، تمام نشود و تكميل نگردد .
از أمير المؤمنين عليه السّلام ، وارد است كه :
« توحيد ، حيات نفس است . و علم ، إحياكنندهء نفس . و عرفان و معرفت ( خدا ) ، نور قلب است . و ياد خدا ، نور عقول ! و حيات نفوس ! و درخشندگى سينهها است . و اندرز و موعظهها ، صيقل نفوس و جلاى دلها است ! . هوى و هوس ، سمومكشنده است ! . و إنقياد ( و إطاعت ) شهوات ، بدترين دردها است ! . و شهوات ، رايجترين مسبّب قتل است ! و بالاترين درمانش ، ملازمت صبر و تحمّل است ! . » « 1 »
و همهء اينها را ؛ علم و شكيبائى به [ طاعت و ترك معصيت ] ، دربردارد . و تجمّعش در [ تقوى ] است ! .
خلاصه اينكه ؛ صحّت و سلامت قلب ( و روان ) كه در « روزيكه ؛ مال و فرزندان ، سود ندهد ! مگر بكسيكه ؛ با قلب سليم ، بآستان الهى ! قدم نهد ، » « 2 » در نظر است - منحصرا - با تقوى و ( حبّ و ) علاقه ، حاصل ميگردد . و إرتباط روحى ، - فقط - دائر مدار [ تقوى ] است . و اينست معنى فرمايش خدا كه :
« همانا ؛ گرامىترين شما - نزد خدا - با تقوىترين شما است ! . » « 3 »
زيرا ؛ حقيقت ( وبن ) تقوى ، تهى ساختن دل از علل و أمراض است ! و خوددارى از إعتقاد و عملى كه ؛ او را فاسد و بيمار كند .
پس ؛ [ تقوى ] ، بيان دگرى از صحّت و سلامت قلب است . چنان كه فرمايش أمير المؤمنين عليه السّلام ، إشاره بر اين است :
« بدان ! براستى كه ؛ از بلاها ، ( فقر و ) فاقه را ( ميتوان ) شمرد ! و شديدتر از فاقه ، مرض بدن است ! و شديدتر از مرض بدن ، مرض قلب است ! .
بدان ! براستى كه ؛ از نعم ( بيكران الهى ! ) وسعت مال است ! و برتر از سعهء مال ، صحّت بدن است ! و برتر از صحّت بدن ، تقوى دل است ! » « 4 »
هامش
( 1 ) - غرر و درر « آمدى »
( 2 ) -« يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ . »شعرا ، آيههاى 88 و 89
( 3 ) -« إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ »حجرات ، آيه 13
( 4 ) - نهج البلاغه ، بخش حكم ، شمارهء 388